دانسته و به صراحت آن را مشروط به ترس و باران و يا سفر نكردن ، نموده است ؛ به جهت عدم پذيرش قيد ، حاكم هستند . وجود چنين رواياتى ، موجب مىشود كه روايات مطلق در دستهى دوم كه اشاره به شرط و عدم شرط در آن نشده است نيز به همين اطلاق بمانند و مشروط نشوند .
تنها دستهى سوم مىماند و آنهم بهخاطر ضعف سند و ناتوانى در معارضه با روايات دو دستهى اول و دوم قابل توجه نيستند .
نووى كه « صحيح مسلم » را شرح كرده است ، مىگويد : دانشمندان تأويلاتى براى روايات دارند از جمله :
1 - جمع ، مشروط به باران است . نووى مىگويد : خبر ابن عباس اين تأويل را نمىپذيرد .
2 - جمع ، مشروط به ابر است . نووى مىگويد : اين احتمال در ظهر و عصر ممكن است صحيح باشد ، نه در مغرب و عشا كه ابر در آن دخيل نيست .
3 - جمع در صورتى است كه اولى را تا پايان وقت آن نخوانده و سپس اولى در آخر وقت اول خوانده شود و دومى را در اول وقت خود بخواند . نووى مىگويد : اين جمع مخالف ظاهر روايات است ؛ علاوه اينكه در روايت تأخير ، ابن عباس بهخاطر طولانى شدن خطبه ، مغرب در وقت عشا خوانده است .
4 - همهى روايات مشروط به بيمارى هستند . نووى مىگويد : « بيمارى عمومى نيست چرا كه اگر پيامبر بيمار بوده و جمع كرده چه نيازى به جواز جمع ديگران است . » « 1 »
نهايت اينكه هم آيه اقتضاى جمع دارد و هم روايات ؛ و بنابراين منعى براى جواز جمع وجود ندارد .
البته ممكن است كسى فراتر از اين بحث روايى و فقهى ، بگويد در جامعهى
هامش
( 1 ) - شرح صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 219 .