از اين روايات را ببينيد .
- على بن سويد مىگويد : نامهاى به امام كاظم ، زمانى كه در زندان بود نوشتم ، ايشان در پاسخ نامهام نوشتند : ائتمنوا على كتاب اللّه فحرّفوه و بدلوه . « 1 »
« آنها را نسبت به كتاب خدا امين قرار دادند ولى آن را تحريف كردند و تغيير دادند . »
- از جمله عبارتهاى خطبه حسين بن على در روز عاشورا اين است : انما انتم من طواغيت الامة و شذاذ الاحزاب و نبذة الكتاب و نفثة الشيطان و عصبة الاثام و محرّفى الكتاب . « 2 »
« شما از سركشان امت و راندهشدگان احزاب و دورافكنان قرآن و وسوسهپذيران دم شيطان و گروه گنهكار و تحريفكنندهى كتاب خدا هستيد . »
روشن است كه اين دسته از روايات ، نشانگر تحريف اصطلاحى نيستند ؛ زيرا واژهى تحريف در اين روايات به معناى تبديل و تغيير معناست نه كم و زياد كردن چيزى از قرآن .
2 - دستهى دوم ، رواياتى است كه نوعى تحريف كلى را بيان كرده است . روايات زير از اين نوع به شمار مىروند .
- اصبغ بن نباته مىگويد : از على بن ابى طالب شنيدم كه فرمود : نزل القرآن أثلاثا ، ثلث فينا و فى عدوّنا ، ثلث سنن و امثال ، ثلث فرائض و احكام . « 3 »
« قرآن به سه بخش نازل شده است ، يك سوم آن دربارهى ما و دشمنان ما ، يك سوم ديگر در بارهى سننها و مثلها و يك سوم پايانى دربارهى واجبات و احكام نازل شده است . »
- عياشى از جعفر بن محمد ( صادق ) نقل مىكند كه لو قد قرء القرآن كما انزل
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 8 ، ص 125 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 8 .
( 3 ) - كافى ، ج 2 ، ص 627 .