بوده است كه اين آيات به اين معنا نازل شده است نه اينكه لفظا نيز چنين بودهاند .
ثالثا : روايات بسيارى داريم كه در آن روايات ، پرسشكنندگان از امامان شيعه پرسيدهاند چرا نام على ، در قرآن نيامده است ؟ در اين مجموعه روايات ، نيامدن اسم على بن ابى طالب ، قطعى دانسته شده است . مثلا ابو بصير مىگويد از امام صادق پرسيدم چرا نام على در قرآن نيامده است ؟ فرمود : « خداوند اسم صلوة را در قرآن آورده و ويژگىهاى آن را نقل نكرده است و آن را بر عهدهى پيامبرش گذاشته است . » « 1 »
در برابر اين احاديث ، تعداد بسيارى از روايات وارد شده است كه امامان شيعه به قرآن موجود تمسك كردهاند و حتى آيات قرآن را بىكموكاست دانستهاند .
تعداد اين روايات بسيار زياد است . پژوهشگران مىتوانند به ابواب قرائت « وسايل الشيعه » و « مستدرك الوسايل » مراجعه نمايند . « 2 »
در پايان
همانگونه كه گفته شد ، تعداد اندكى روايت از محدثان سنّى و شيعى دربارهى تحريف وارد شده است كه انديشمندان هردو گروه آنها را نپذيرفته و در سند و دلالت آنها خدشه صريح نمودهاند . با اين وصف اتهام هر گروه به پذيرفتن تحريف ، اتهامى بىپايه است و بىشك جز از سوى دشمنان اسلام ، طرح نشده است .
در پايان اين بحث ، گفتن اين خبر خالى از لطف نيست .
زمان اختلاف مصاحف در زمان عثمان ، روزى طلحه از على بن ابى طالب پرسيد قرآنى كه جمع كردهاى ، به مردم بده تا بهره برند . وى پاسخ نداد ؛ طلحه سؤالش را تكرار كرد : پاسخ داد : عمدا جواب نگفتم بگو آنچه عمر و عثمان جمع كرده
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 287 .
( 2 ) - ر . ك : وسايل الشيعه ، ج 4 ، ص 732 به بعد ؛ مستدرك الوسايل ، ج 4 ، ص 157 به بعد .