مالك نيز شاگرد ربيعه و او شاگرد عكرمه و او شاگرد ابن عباس است كه او از ملازمان على بوده است .
در دانش تفسير ، بيشتر مفسران ، مبانى تفسيرى خود را از ابن عباس نقل مىنمايند و او شاگرد على بوده و تمام علوم خود را به وى منتسب مىنمايد .
در ادبيات ، به اعتراف همه ، على اصول اين دانش را براى نخستين بار به ابو الأسود دؤلى آموخت . » « 1 »
مؤلف كتاب « الغارات » ، واقعهاى زيبا از توجه معاويه به دانش على را نقل كرده است . توجه كنيد :
« وقتى محمد بن ابو بكر در مصر به دست عمرو عاص كشته شد ، وى تمام نامههاى محمد را جمع كرد و براى معاويه فرستاد . معاويه نامهها و وصاياى على به محمد را مطالعه كرد و در تعجب فرو رفت . وليد بن عقبه كه نزد معاويه بود وقتى حال او را چنين ديد ، گفت : دستور بده همه را بسوزانند . معاويه گفت : ساكت باش اين چه نظرى است .
وليد گفت : آيا اين درست است كه مردم بفهمند احاديث ابو تراب نزد توست و تو از آنها بهره مىبرى ؟ پس اگر چنين است چرا با او مىجنگى ؟ معاويه گفت : واى بر تو ! به من مىگويى چنين دستورهاى علمى را آتش بزنم ؟ من دانشى جامعتر و حكيمانهتر از اينها نديده و نشنيدهام . . . سپس گفت ما به مردم نمىگوييم نامه على بن ابى طالب است ، بلكه مىگوييم نامههاى ابو بكر است كه نزد فرزندش محمد مانده است . » « 2 »
اخبار على از حوادث آينده
چيزى كه حكايت از دانش بالاى على مىنمايد ، خبرهاى او از آينده است .
اخبارى كه بسيارى از آنها محقق شده و ظرف تحقق برخى ديگر هنوز آماده نگرديده است .
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 17 .
( 2 ) - الغارات ، ج 1 ، ص 251 .