و انّه ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّحى ، ينحدر عنّى السّيل و لا يرقى الىّ الطّير .
« او ( ابو بكر ) مىدانست من براى خلافت چون محور سمنگ آسيا هستم ، چشمههاى فضيلت از دامن كوهسار وجودم سرازير است و مرغان بلندپرواز به افكار بلند من نخواهند رسيد . »
نيز چنان كه پيامبر ، خود را شهر دانش و على را دروازهى آن توصيف فرمود : انا مدينة العلم و على بابها فمن اراد العلم فليأت الباب « 1 » ، در توصيف دانش خويش آن را هزارهزار باب مىداند و مىفرمايد : علّمنى رسول اللّه الف باب ( من العلم يفتح لى من ) كلّ باب الف باب . « 2 »
« رسول خدا هزار در از دانش را به من تعليم داد كه از هر در ، هزار در ديگر باز مىشد . »
ابو طفيل مىگويد : شاهد بودم كه على بن ابى طالب مىگفت :
سلونى ، فو اللّه لا تسألونى عن شىء يكون الى يوم القيمة الا حدثتكم به و سلونى عن كتاب اللّه فو اللّه ما من آية الا و انا اعلم أبليل نزلت ام بنهار ، فى سهل ام فى جبل . « 3 »
« از من بپرسيد ؛ به خدا از چيزى كه تا روز قيامت اتفاق افتد ، نمىپرسيد مگر اينكه خبرش را به شما مىدهم . قرآن را از من بپرسيد ؛ به خدا آيهاى نيست مگر اينكه مىدانم شب يا روز نازل شده ، در دشت يا كوه نازل گرديده است . »
رسول خدا ، او را بيانكنندهى علوم مورد اختلاف معرفى كرده بود .
انت تبيّن ما اختلفوا فيه بعدى . « 4 »
چنان كه خود پيامبر همين نقش را داشت .
وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ
هامش
( 1 ) - المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 127 .
( 2 ) - كنز العمال ، ج 13 ، ص 114 ، ش 36372 .
( 3 ) - فتح البارى ، ج 8 ، ص 459 ؛ كنز العمال ، ج 2 ، ص 565 ، ش . 474 .
( 4 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 387 .