يُؤْمِنُونَ
. « 1 »
« ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر به خاطر اينكه اختلافات آن را براى مردم آشكارسازى و مگر به جهت هدايت و رحمت مؤمنان . »
پيامبر به دخترش فاطمه در توصيف على كه به خواستگارى وى رفته بود ؛ او را نخستين مسلمان ، عالمترين و شكيباترين معرفى كرده است :
اما ترضين ان ازوجّك اقدم امتى سلما و اكثرهم علما و اعظمهم حلما . « 2 »
ابن عباس هم در وصف دانش على بن ابى طالب مىگويد : « دانش پيامبر از خدا و دانش « على از پيامبر و دانش من از على است . دانش من و تمام صحابه در برابر دانش على چون قطرهاى از هفت دريا است . » « 3 »
وى نيز گفته است : ما علمى الى علم علىّ الا كقرارة الى المثعنجر . « 4 »
« دانش من در مقايسه با دانش على مانند بركهاى در برابر اقيانوس است . »
ابن ابى الحديد كه شرحى بر تفسير « نهج البلاغه » نگاشته است ، مىگويد :
« بازگشت همهى علوم اسلامى به على است بزرگترين متكلّمين از ما معتزله ، و اصل بن عطا است و او شاگرد ابن هاشم فرزند محمد حنفيه است و او فرزند على است .
بزرگترين متكلّمين از اشاعره ابو الحسن اشعرى است كه شاگرد ابو على جبايى بوده و او از بزرگان معتزله است و حال معتزله گذشت .
بزرگترين فقها چون ابو حنيفه شاگرد جعفر صادق بوده و او علومش را از على آموخته است .
شافعى نيز شاگرد محمد بن حسن و او نيز شاگرد ابو حنيفه بوده است .
احمد بن حنبل شاگرد شافعى است .
هامش
( 1 ) - نحل ، 64 .
( 2 ) - مجمع الزوايد ، ج 9 ، ص 101 ؛ كنز العمال ، ج 12 ، ص 110 ، ش 34230 .
( 3 ) - ينابيع المودة ، ج 1 ، ص 215 .
( 4 ) - مغنى ابنى قدامة ، ج 7 ، ص 233 ؛ النهاية ابن اثير ، ج 1 ، 212 .