تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

لعن

در جايز نبودن لعن ، ميان گروه‌هاى مختلف اسلامى اختلافى نيست . آنچه اين گروه‌ها را از هم متمايز مىسازد ، جايز بودن و نبودن لعن اشخاص معين است . برخى ادعا دارند اگر مسلمانى ، يكى از كسانى كه با پيامبر نشست و برخاست داشته است ، لعن كند ، هرچند لعن او بجا باشد ، كافر است و از دين خدا خارج شده است . پيش از اينكه وارد بحث شويم و دلايل را بررسى و اشكالات مطرح شده را پاسخ گوييم ، لازم است به دو نكته اشاره شود :

[ دو نكته : ]

1 - بررسى لغوى

راغب اصفهانى در توضيح واژه‌ى « لعن » مىگويد : لعن يعنى طرد و دور شدن . لعن خدا به معناى عذاب ملعون در آخرت و دور شدن از رحمت الهى در دنيا است . لعن انسان نيز به معناى نفرين كردن ملعون و درخواست اين دو از خدا براى ملعون است . واژه‌شناسان ، مانند ابن اثير و طريحى و جوهرى و ابن منظور ، همين معنا را بيان كرده‌اند . البته لعن با ناسزاگويى و شتم فرق دارد ، دو واژه سبّ و شتم يك معنا دارند و تقريبا مترادف مىباشند . هرچند برخى سب را شتم وجيع خوانده‌اند . معناى سب و شتم ، بيان سخن زشت است ، مشروط بر اينكه افتراء ناموسى ، در آن راه نيافته باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : مفردات راغب ، مجمع البحرين ، نهاية ، صحاح اللغة ، لسان العرب ، ذيل ماده لعن .