تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

اصلاح ارتباط با خداوند

اولين و اساسىترين وظيفه حاكم ، اصلاح رابطه خود با خداوند است . امرى كه تحقّق آن ضامن موفقيت وى مىباشد . حاكم اگر ارتباطش را با مبدأ محكم نمايد و مطيع محض اوامر الهى باشد ، خداى متعال محبّت وى را در دل عامهء مردم قرار خواهد داد و همه را فرمانبر او خواهد نمود . حاكمى كه در اين مسير نكوشيده و زحمتى برخود هموار ننموده باشد ، و يا با گناه و معصيت ارتباط خودش را با خداوند زايل كرده باشد ، و از سوى ديگر بخواهد با زر و يا زور خود را بر مردم تحميل كند ، هرچند ممكن است براى زمانى محدود بر اجسام مردم حكم براند اما هيچگاه در قلوب انسانها و حتى اطرافيانش رخنه نخواهد كرد . روزى معاوية بن ابوسفيان كه صلابت و استوارى يكى از اصحاب حضرت امير عليه السلام را مشاهده مىكرد به دوستش گفت : مىخواهم شما براى من مثل اين باشيد و هر چه را بخواهيد از من بگيريد . وى در پاسخ گفت اگر تو مثل على عليه السلام باشى حاجت به دادن چيزى نيست . علاوه اينكه محبّت ظاهرى چنين رعيّتى كه با پول و يا تهديد حاكم مواجه شده‌اند ، دوام نخواهد داشت و به سرعت زايل مىگردد .
گر با همه‌اى چو بىمنى بىهمه‌اى * ور بىهمه‌اى چو با منى با همه‌اى