تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
به هر حال مبارزه پىگير با نفس و اصلاح آن شايسته حاكم عادل بوده و بىترديد چنين حاكمى توان آن را خواهد يافت كه به شايستگى جامعه را اداره نمايد . امام عليه السلام در حكمت 73 چنين فرموده‌اند : « مَنْ نَصَبَ نفْسَهُ لِلنَّاسِ إماماً فَلْيَبْدَا بِتَعليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ ، وَلْيَكُنْ تأديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأديبهِ بِلِسانِهِ ؛ وَمُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَمُؤدِّبُها احَقُّ بِالْاجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَمُؤدِّبِهِمْ » . كسى كه خود را در مقام پيشوايى مردم قرار مىدهد ، بايستى قبل از آن كه به تعليم غير بپردازد ، به تعليم و آموزش خود روى آورد . و مىبايست با عمل و مَنِش خود ، بيشتر از زبانش مردم را تأديب كند . آنكه معلم و مربّى خود است ، نسبت به آنكس كه مربى ديگران است بيشتر لايق اعزاز و اكرام مىباشد . حضرت در حكمت 89 نيز اصلاح ميان انسان و خدا را مايه اصلاح بين او و خلايق مىداند . بنابراين اميرى كه امارت جامعه را به عهده دارد ، و مىخواهد بين او و مردم به خوبى سپرى شود مىبايست رابطه بين خود و خدايش را نيك نمايد . « مْن اصْلَحَ مابَيْنَهُ وَبَيْنَ اللَّهِ اصْلَحَ اللَّهُ ما بَيْنَهُ وَبَيْنَ النّاسِ » . « نَوف بكالى » مىگويد : در يكى از شبها امام عليه السلام را ديدم كه براى عبادت از بستر خارج شده بود . وى نگاهى به آسمان افكند و به من فرمودند : نوف خوابى يا بيدار ؟ عرض كردم بيدار هستم . حضرت فرمودند : « يا نَوْفُ ، طُوبى للزّاهِدينَ فِي الدُّنْيا ، الرَّاغِبينَ فِي الآخِرَةِ ، أولئكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْارْضَ بِساطاً ، وَتُرابَهَا فِراشاً ، وَماءَها طِيباً ، وَالقُرآنَ شِعاراً والدُّعاءَ دِثاراً ، ثمَّ قَرَضُوا الدُّنيا قَرْضاً على مِنْهاجِ الْمَسيحِ » . « 1 » اى نوف ، خوشا به حال زاهدان در دنيا ، و راغبان در آخرت ، آنها كه زمين را فرش قرار
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، حكمت 104 .