- انتخاب مقدمالوزرائى صريح در بيان حقّ و ناخشنود از غير رضاى خدا .
- انتخاب خاصّان در ميان كسانى كه در بيان حقّ صريح بوده و خطا را بر حاكم نمىپسندند هرچند سخن و عمل آنها بر خلاف ميل زمامدار باشد .
- پيوند با اهل ورع ، راستگويان و صادقان .
- مانع شدن از تمجيد و ستايش كه موجب خودپسندى است .
- مساوى نشمردن نيكوكاران و بدكاران چرا كه موجب بىرغبتى نيكوكار و تشويق بدكار مىشود .
- اعطا پاداش هركس به قدر عمل و وظيفهاى كه انجام دادهاست .
- احسان به رعيت و رفع موانع اقتصادى آنها كه موجب وفادارى آنان مىشود .
- خوشبين بودن به آنان كه به درستى و بيشتر مورد احسان حاكم قرار گرفتهاند و غير اين حالت با آنها كه به حق مورد كممهرى او قرار گرفتهاند .
- برهم نزدن سنتهاى پسنديده ملت كه با اسلام و دين در تضاد نيست .
- احداث ننمودن سنتهاى غيرواجب كه با سنتهاى نيك ملت در تضاد است .
- مجالست با علما و مباحثه با حكماء در امور كشوردارى .
- توجه به لشكريان ، كاتبان ، كارگزاران و اقشار جامعه كه مجموعاً بازوانى براى حكومت مىباشند .
- انتخاب فرمانده سپاه با توجه به اينكه او بايست خيرخواهتر ، عاقلتر ، ديرخشمتر ، عذرپذيرتر ، مهربانتر در مقابل ضعفا و قوىتر در مقابل زورمندان و پايدارتر در برابر مشكلات باشد .
- ايجاد رابطه با افراد و شخصيتهاى اصيل و نيز افراد شجاع و سخاوتمند و تفقد از احوال آنها و بزرگ نشمردن كمكهاى اعطا شده به آنان و كوچك شمردن
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 337
مساهمون: على غضنفرى
ص٣٣٧