- پشيمان نشدن از عفو و بخشش و نباليدن به خشونت و قهر .
- تأنى در امور و پيدا كردن راه چاره خاص هر كار .
- خود را امير و مطاع نخواندن ، چه اينكه اين گفته موجب فساد قلب و خرابى دين و تغيير امور مىشود .
- توجه به عظمت خداوند هنگام احتمال كبر و غرور براى فروكش كردن غرور و بازگشت عقل و انديشه .
- پرهيز از تكبّر نسبت به خداوند و توجه به توان و قدرت لايزال او .
- انصاف نسبت به حقوق خدا و حقوق مردم و حقّ خود و اينكه غيرانصاف ظلم شمرده مىشود .
- پرهيز از اصرار برستم چرا كه مكافات آن سريعتر از هرگناهى مىرسد .
- عنايت به كارهاى موافق عدالت و هماهنگ با رضاى مردم .
- توجه به تودهء مردم و نه خواص چرا كه مؤنهء آنها برحاكم سبكتر و يارى آنها از حكومت بيشتر است .
- پرهيز از مردمان عيبجو و بدگوها و سعايتكنندگان .
- تجسس نكردن از افعال و عقايد انسانها .
- پوشيدن عيبها و نقصهاى مردم و پرهيز از آشكار كردن آنها .
- تغافل و تسامح نسبت به خطاها و لغزشهاى مردم .
- پرهيز از تصديق سخنچينان ، هرچند به ظاهر خود را ناصح جلوه كنند .
- پرهيز از مشورت با عدّهاى چون بخيلان ، ترسويان و اشخاص حريص .
- انتخاب ننمودن وزيران از وزراء حاكمان ظالم در گذشته .
- انتخاب وزير از كسانى كه صاحب فكر بوده و نفوذ اجتماعى دارند .
- انتخاب رئيسالوزراء و مقدمالوزراء در ميان وزيران .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: على غضنفرى
ص٣٣٦