بدون اذن بر او وارد مشو ، و بيش از آنچه كه حقّ خداوند است از او نگير . هرگاه به طايفهاى وارد شدى در كنار آب آنها فرود آى و داخل خانههايشان مشو ، سپس با آرامش و وقار نزد آنها رو ، سپس در ميانشان بايست و به آنها سلام گوى و از اظهار تحيّت بخل نورز ، سپس به آنها مىگويى : اى بندگان خدا ، ولى خدا و خليفهاش مرا به سوى شما فرستادهاست تا حقّ خداوند در اموالتان را از شما تحويل گيرم ، آيا در اموالتان حقّ خدا وجود دارد كه به ولى او بپردازيد ؟
اگر كسى گفت نه ديگر به او مراجعه نكن ، و اگر كسى پاسخ داد بلى ، بدون اينكه او را بترسانى يا تهديد كنى ، يا او را به تكلّف اندازى يا بر او سختگيرى همراهش برو .
او هرچه از طلا و نقره داد ، تحويل بگير ، اگر داراى گوسفند يا شتر بود جز به اجازه وى در محل گوسفندانش مرو ، چرا كه اكثر آنها ملك اوست . و اگر با اجازه داخل شدى ، چون انسان صاحب قدرت و سختگير رفتار نكن ، حيوانى را نترسان و رم نده و موجب دلتنگى صاحبش را فراهم ننما ، حيوانات را به دو قسم نما و صاحبش را مخيّر كن كه يك قسم آن را اختيار كند و هر قسمى را اختيار كرد ، متعرض وى نشو ، سپس قسم باقيمانده را دو نيم كن و او را مخيّر ساز كه يكى را برگزيند و بازهم در انتخابش بر او خرده نگير و همين عمل را تكرار كن تا به قدر حقّ خداوند بماند و آنها را بهعنوان زكات برگير . اگر هم اعتراضى داشت و درخواست تقسيم مجدد كرد ، تقاضايش را بپذير و حيوانات را مخلوط كن و چون گذشته تقسيم نما تا حقّ خداوند را تحويل بگيرى .
نبايد حيوانات پير و از كار افتاده ، دست و پا شكسته و بيمار و معيوب را بهعنوان زكات بپذيرى ، چون آنها را جمعآورى كردى به غير كسى كه به وى اطمينان دارى و نسبت به اموال مسلمين او را دلسوز مىدانى ، نسپر ، تا آنها را به پيشواى مسلمين برساند و او آنها را در مصارفش و بين مسلمانان تقسيم كند .
چوپانى گوسفندان و شتران را نيز به كسى بسپار كه خيرخواه و مهربان و امين و حافظ بوده باشد .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 268
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٦٨