تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
رسيدنت به اهداف مورد نظر در پذيرش حقّ از سوى آنان مىشود . يكى از افترائات امت به حضرت امير عليه السلام دست داشتن وى در قتل عثمان است ، آن حضرت در نامه‌ها و خطابه‌هاى مختلفى بىتقصير بودن خود را در اين ماجرا از ابتدا تا انتهاى آن بيان مىكند و واقعيّات را به‌گوش كسانى كه از مدينه به دور بوده و در كوفه و بصره يا شام و فلسطين مىزيسته‌اند و شايعات بىاساس را پذيرفته‌اند ، مىرساند . آن حضرت در همين باره خطاب به اصحاب خود در جمل مىفرمايند : « وَاللَّهِ ما انْكَرُوا عَلَىَّ مُنْكَراً ، وَلا جَعَلُوا بَيْنى وَبَيْنَهُمْ نَصِفاً ، وَانَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حقّاً هُمْ تَرَكُوهُ وَدَماً هُمْ سَفَكُوهُ » . « 1 » به خدا سوگند آنان هيچ منكرى از من سراغ ندارند ، و انصاف را بين من و خود حاكم نساخته‌اند ، آنها حقّى را مطالبه مىكنند كه خود ترك گفته‌اند و انتقام خونى مىجويند كه خود ريخته‌اند . البته بىتوجّهى حاكم به شايعات ، مىتواند از كبر و غرور وى و يا ساير كارگزاران نسبت به مخالفين خود ناشى شود . برخى ممكن است چنين بپندارند كه بيان حقايق در مقابل هر شايعه‌اى نشان دهنده كرنش و خضوع در مقابل طيف شايعه‌افكن مىباشد ، پيداست چنين تفكر شيطانى يا وسوسه‌اى است براى دورماندن كارگزار از ملّت ، و يا بهانه‌اى است براى طفره رفتن از بيان حقايق و واهمه‌اى است از آشكار شدن حقيقت . نكته‌اى ديگر كه مىبايست در از بين بردن شايعات و بيان حقايق مورد توجه قرار گيرد اين است كه متهم مىبايست متقن‌ترين دليل و يا ادِله را اقامه كند . بيان دلائل سست و يا همرا شدن دليل با مؤيدهاى غيرلازم موجب مىشود شايعه
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 22 .