افسانه مىخواند .
بىترديد بيان نكتهاى كه مردم آن عصر نسبت به آن جاهل بودند ، حكايت از دانش گسترده حضرت مىنمايد .
ابن ابىالحديد در شرح خطبه مىگويد :
مردم آن عصر خيال مىكردند طاووس ماده ، اشك چشم طاووس نر را مىمكد و بارور مىگردد . آنها در مورد كلاغ مىگفتند هرگز با هم آميزش نمىنمايند . « 1 »
حضرت هردو موضوع را افسانه خوانده و توليد مثل طاووس را امر به مشاهده نموده ، ولى چون كه توليد مثل كلاغ بسيار مخفيانه صورت مىگيرد دستور به مشاهده ندادهاست ، به جملاتى از اين خطبه توجه كنيد :
« أُحِيلُكَ مِنْ ذلِكَ عَلى مُعَايَنَةٍ ، لَاكَمَنْ يُحِيلُ عَلَى ضَعِيفٍ إِسْنَادُهُ . وَلَوْ كَانَ كَزَعْمِ مَنْ يَزْعَمُ أَ نَّهُ يُلْقِحُ بِدَمْعَةٍ تَسْفَحُهَا مَدَامِعُهُ ، فَتَقِفُ فِي ضَفَّتَيْ جُفُونِهِ ، وَأَنَّ أُنْثَاهُ تَطْعَمُ ذلِكَ ، ثُمَّ تَبِيضُ لَامِنْ لِقَاحِ فَحْلٍ سِوَى الدَّمْعِ الْمُنْبَجِسِ ، لَمَا كَانَ ذلِكَ بأَعْجَبَ مِنْ مُطَاعَمَةِ الْغُرَابِ » .
آنچه را كه در مورد آميزش طاووس گفتم ، ترا به مشاهده آن حواله مىدهم ، نه چون كسى كه سخنش را به سندى غيرقابل اعتماد حواله مىدهد .
اگر آنطور كه آنها خيال مىكنند كه طاووس نر بهوسيله اشك چشمش كه در اطراف پلك وى جمع شده ، و ماده آن را با منقار برداشته و چشيده ، تخم نهد ، گمانى نادرست بوده و البته شگفتتر از آنچه كه در مورد جماع كلاغ مىگويند ، نمىباشد ، چه اينكه چون جماع كلاغ بسيار مخفى است خيال كردهاند ، آبى در سنگدان نر جمع مىشود و ماده آن را با منقار برمىدارد و تخم مىگذارد .
اشاره به خلقت برخى موجودات ديگر و بيان ويژگىهاى ريز آنها چون آنچه كه در خطبه 155 در مورد خفاش آمده و نيز آنچه در خطبه 185 در مورد مورچه و ملخ
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 9 ، ص 270 .