« يا على ما عَرَفَ اللَّهَ حَقّ معرفتِهِ غيرى وغيرَكَ و ما عَرفَك حَقّ مَعرفتِكَ غَيرَاللَّه وَغَيرى » . « 1 »
اى على خدا را جز من و تو به درستى نشناخت و تو را جز خدا و من بهطور كامل نشناخت .
فداكارى على عليه السلام در ليلةالمبيت ، بسته شدن در همه منازل به مسجد الّا درگاه خانه او ، سعادت دامادى پيامبر و همسرى سيدهء نساء عالمين ، برق شمشير او در جنگها مخصوصاً در جنگ بدر ، احُد ، احزاب ، خيبر ، حنين ، قابل فراموشى نيست .
عبد اللَّه ابنعباس كه از مفسرين قرآن و انديشمندان بزرگ است مىگويد :
« ما علمى و علم اصحاب محمد فى علم علىّ الا كقطرةٍ فى سبعةِ ابحُرٍ » . « 2 »
علم من و ساير اصحاب پيامبر خدا در مقايسه با علم و دانش على نيست مگر چون قطرهاى آب در مقايسه با درياهاى هفتگانه .
ابن ابىالحديد معتزلى كه شرحى گرانسنگ در بيست مجلد در تفسير نهجالبلاغه نگاشته است ، مىگويد :
بازگشت همه علوم اسلامى به على عليه السلام است بزرگترين متكلّمين از ما « و اصل بن عطا » است و او شاگرد « ابن هاشم » فرزند « محمد حنفيه » است و او فرزند على عليه السلام است .
بزرگترين متكلّمين از اشاعره « ابوالحسن اشعرى » است كه شاگرد « ابوعلى جبائى » بوده و او از بزرگان معتزله است و حال معتزله گذشت .
بزرگترين فقها چون « ابوحنيفه » شاگرد امام صادق عليه السلام بوده و او علومش را از على عليه السلام آموختهاست .
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 39 ، ص 84 .
( 2 ) - الغدير ، ج 3 ، ص 113 .