ماندهاست . « 1 »
آن حضرت در خطبه 5 ، علم و دانش خود را چنين معرفى مىكند .
« بَلْ انْدَمَجْتُ عَلى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضطَرَبْتُم اضْطِرابَ الارْشِيَةِ فِى الطَّوِىِّ الْبَعيِدَةِ » . « 2 »
من از علوم و حوادثى آگاه هستم كه اگر شما را از آن خبر دهم ، همانند طنابها در چاههاى عميق به لرزه درمىآئيد .
ابن ابىالحديد در تفسير اين جمله
« لا يقاس بآل محمد صلى الله عليه و آله مِنْ هذه الامَّةِ احَدٌ »
كه در خطبه دوم آمدهاست مىگويد :
بىشك محمد ( صلى الله عليه و آله ) و خاندان او از بنىهاشم مخصوصاً امام على ( عليه السلام ) نعمتى به خلايق بخشيدند كه اندازهاى براى آن تصوّر نمىشود و آن اسلام است . صحيح است كه رسولاللَّه پرچمدار بود ولى سهم على ( عليه السلام ) قابل انكار نيست . على نسبت به گذشتگانش دو حقّ و دو نعمت را صاحب است . نخست جهاد وى كه اگر مجاهدت وى در بدر و احد و خندق و خيبر و حنين نبود ، خلفا و ساير مسلمانان تسليم مىشدند و در كام شرك كه امام آن را با شمشير بست ، فرو مىرفتند . و دوم علم و دانش وى كه اگر آن را ارائه نمىكرد خلفاء حكم به غير ما انزالاللَّه مىدادند و سخن عمر كه همواره مىگفت :
« لولا على لهلك عمر »
گوياى اين مدعا است . « 3 »
آن حضرت در خطبه 165 بعد از بيان ويژگىهاى مهم از زندگى « طاووس » و عظمتهاى بىبديل كه خداوند در اين مرغ خلق كردهاست ، به آميزش نر و مادهء آنها اشاره كرده و آنچه را كه عوام در مورد توليد مثل طاووس و كلاغ مىگفتند
هامش
( 1 ) - الغارات ، ص 251 .
( 2 ) - مصادر نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 56 .
( 3 ) - شرح حديدى ، ج 1 ، ص 18 .