ابن ابىالحديد يكى ديگر از اخبار غيبى امام عليه السلام را اينگونه بيان مىكند :
« ثابت ثمالى » از « سويد بن غفلة » نقل مىكند :
روزى در بين خطبه امام عليه السلام كسى به پا خواست و عرضه داشت از « وادىالقرى » مىگذشتم ديدم « خالد بن عرفطه » از دنيا رفته است ، براى او استغفار نما .
حضرت فرمود :
او نمرده و نمىميرد تا فرمانده قومى گمراه گردد و پرچمدار آن « حبيب بن حمار » باشد . در اين اثنا كسى برخواست . و گفت : من حبيب بن حمار هستم و از پيروان تو مىباشم . حضرت فرمود :
تو حبيبى ؟ گفت : آرى ، بار ديگر پرسيد و او را سوگند داد ، گفت : آرى
امام فرمودند :
به خدا سوگند تو حامل آن پرچم خواهى بود و آنان را از اين در مسجد ( بابالفيل ) وارد خواهى كرد .
ثابت گويد : من زنده بودم و ديدم خالد سرپرست و حبيب پرچمدار سپاهى بود كه براى كشتن امام حسين عليه السلام به كربلا رفته بودند و از بابالفيل مسجد كوفه وارد شدند . « 1 »
ابن ابىالحديد نيز آوردهاست :
« نصر بن مزاحم » از « هرثمة بن سليم » نقل كرده كه :
من همراه على عليه السلام به صفين رفتم ، آن حضرت زمانى كه به كربلا رسيد نماز را به جماعت خواند و پس از سلام ، مقدارى از خاك آنجا را بوئيد و فرمود : اى زمين جمعيّتى از تو محشور مىشوند كه بىحساب وارد بهشت گردند .
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 2 ، ص 286 .