تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
لَهُمْ ، وَمَيْلُكَ مَعَهُمْ » . « 1 » مىبايست محبوب‌ترين كارها نزد تو كارى باشد كه با حقّ مناسب‌تر و با عدالت موافق‌تر و با رضايت عموم جامعه هماهنگ‌تر است ، چرا كه با وجود خشم عموم مردم از حكومت ، رضايت خواص از آن كارگر نخواهد بود ، در حالى كه خشم خواص به‌واسطه رضايت عموم جامعه جبران‌پذير مىباشد . علاوه اينكه عموم مردم در حال صلح و آرامش ، هزينه زندگى آنان سنگين‌تر ؛ و در حال نزول بلا و گرفتارى ، يارى و اعانت آنها كمتر ؛ و در اجراى انصاف ، ناراحت‌تر ؛ و در تقاضاى خدمات و امكانات ، پراصرارتر ؛ و هنگام عطاء و بخشش ، كم‌سپاس‌تر ؛ و به هنگام منع آنان از عطاء ، عذرناپذيرتر ؛ و در لحظه مقابله با مشكلات ، كم‌استقامت‌تر از خواص نيستند . مضافاً اينكه استوارى پايه دين ، و عامل اتحاد مسلمانان و ذخيره دفاع از دشمن ، تودهء ملّت هستند . بنابراين بايستى در تضاد نيازهاى توده ملّت و خواص گوش تو به آنها بوده و ميل تو به سوى آنان بيشتر باشد . اين توجه ، منحصر در شيوهء نگرش حاكم به جامعه نمىشود بلكه او مىبايست عملًا چون تودهء ملت و ضعيف‌ترين آنان زندگى كند . پوشاك ، مسكن ، غذا ، نشست و برخاست ، رفت‌وشد او ، همه بايستى در سطحى ضعيف‌تر از عموم جامعه و همساز با فقيرترين جامعه باشد . و البتّه اين نكته تنها زينتى اخلاقى براى حاكم نيست بلكه او مؤظف به رعايت اين نكات است و زندگى وى خارج از اين چهارچوب مورد سؤال در قيامت خواهد بود . حضرت امير عليه السلام وقتى به عثمان بن حنيف براى نشستن در مجلس يكى از اشراف اعتراض مىكند ، مىفرمايد : فكر نكن من قادر به بهترين و مجلل‌ترين زندگى
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، نامه 53 .