تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
آنان هرچند مورد غبطهء مردمند ، ولى چه بسا هراسان‌تر و ترسان‌تر از ساير خلايق باشند . چه اينكه آنان مىبايست تمام زندگى خود را در اختيار حاكم ستمگر قرار دهند ، و گفتار و كردار خود را مطابق ميل سلطان متغيّر سازند . كوچكترين حركت نابه‌جاى آنها شديدترين عقوبت‌ها را به دنبال خواهد داشت ، و چه بسا عمرى خدمت و زحمت آنها بدون هيچ عملى خلاف ميل حاكم ، ناديده گرفته شود و به‌واسطه اينكه بر برخى اسرار حاكم دست يافته‌اند و نقص‌هايى ديده و يا شنيده‌اند ، مورد بغض شديد حاكم قرار گيرند و حتى جان خود را از دست دهند . امام عليه السلام همراهان حاكم را به شيرسواران تشبيه فرموده‌است : « صاحِب السُّلْطان كَراكِبِ الْاسَدِ ، يُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَهُوَ اعْلَمُ بِمَوْضعِهِ » . « 1 » همنشين سلطان چون كسى است كه بر شير سوار است ، ديگران به مقام او غبطه مىخورند ولى او خود مىداند در چه وضع خطرناكى به سر مىبرد . گذشته از آنچه گفتيم ، حاكم عدل نه تنها هرگز نبايد به ديگران ستم كند بلكه مىبايست اجازه ستم را به هيچ‌يك از كارگزاران خود ندهد . چه اينكه ستم آنها هم در واقع ستم حاكم خواهد بود . امام عليه السلام خطاب به مجاهدين صفين در نامه 14 فرمودند : « فَإِذَا كَانَتِ الْهَزِيمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً ، وَلَا تُصِيبُوا مُعْوِراً ، وَلَا تُجْهِزُوا عَلَى جَريحٍ ، وَلَا تَهِيجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى ، وَإِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَكُمْ ، وَسَبَبْنَ أُمَرَاءَكُمْ » . آنگاه كه به اذن خداوند آنان را شكست داديد ، كسانى كه در حال فرارند و به جنگ پشت كرده‌اند نكشيد ، ناتوانان را نزنيد ، مجروحان را به قتل نرسانيد ، با آزار و اذيّت ، زنان را به هيجان نياوريد ، گرچه آنها به شما دشنام دهند و به سرانتان ناسزا گويند .
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، حكمت 263 .