( 38 ) نامه به دوستشان دكتر عبدالرحيم جلايى ( 10 )
بسمه تعالى
السلام على الاخ العزيز الدكتور الكبير و رحمة اللَّه .
اميد است در سايه رحمت الهى و زير نظر حضرت ولى اللّهى محفوظ و محروس و موفق و مؤيد و مسدد باشيد .
نامه مبارك زيارت شد ، بلكه نامههاى مباركه از شق النجم يا شق القمر يا شق الشمس شما كه چندين نامه نوشتهايد ، ممنونم و متشكرم و گلايه شما هم تا حدى بد نيست كه چند نامه بنويسيد و من مبادرت به جواب نكنم . البته حرفتان بد نيست ، ولى در نظر داشته باشيد كه از اين اتفاقات بسيار شده است كه به شما نامهها نوشته شده و شما در جواب تأخير كردهايد : هذا بذاك . خلاصه امسال از شر ما راحت شديد . شما و عدّهء زيادى . من بحمداللَّه اينجا راحتم ؛ هم منبر دارم و هم مشغول نوشتن كتابى هستم ، ولى از يك چيز متأسفم و آن اين كه شنيدهام جوانانى كه اهل مسجد شده بودند ، به سوى سينماها رهسپار شدهاند . اين مطلب دل مرا آتش زد و در نظرم خيلى بزرگ است . و ابداً يادم نخواهد رفت و باعث اين كار را پروردگار به زودى به جزايش برساند . و البته و عاقبت مردم را به خير كند .
و ضمناً از زحمات شما راجع به گرفتن سجلها و ارسال آن خيلى ممنونم . خدا مىداند من از شما خجلم . هر گاه فكر مىكنم كه چقدر از من زحمات وقتى ، مالى به خودتان و خانوادهتان دادهام ، پيش وجدانم ناراحت مىشوم كه اگر كسى متحمل