( 39 ) نامه به دوستشان دكتر عبدالرحيم جلايى ( 11 )
بسمه تعالى
السلام على الاخ الكريم و رحمة اللَّه .
اميد است پيوسته در صحت و عافيت بوده باشيد . در حضور آقاى صنعتى در تهران بودم كه وى نامه مبارك را راجع به خريد عدهاى از لوازم ساختمان با طرف حساب خود گفت و گو مىكرد . متذكر شدم كه چند جملهاى عريضه گفتار شوم و از خاطرات ايام ماضيه صحنهاى در محوطه خاطر تجديد نمايم ، سلامى عرض كنم و ارادتى تقديم دارم . باشد آن رفيق صميم قديم را دلى نرم شود و روحى گرم شود ، ما را نيز جزء فردى از افراد عادى اردبيل حساب كند و رياست خود را در بارهء ما نيز مرعى دارد و به وسيلهء نامهاى قلب خراب را دستور تعمير صادر نمايد ؛ آخر نه اين است كه ويرانهها را تعمير مىكند و خرج قابل توجهى در آن زمينها فرو مىريزيد . به اميد آن كه نصفى در آينده عايدتان شود ، بپرسيد و فحص كنيد و فكر كنيد كه عايدات كدام يك بيشتر است .
اينك شما را به وسيله اين عرايض تذكر مىدهم كه خدا را در عالم ديگرى كه ثابت و محكمتر از اين جهان است - سرزمينى است در قسمت آن جناب ملحوظ شده است . و ظاهرا عطيه ملوكانه الهى در آنجا نسبت به همه باير است و تعهد ساختمان آن شرط به فعاليت اخروى در اين دنيا است . البته براى آنجا بيش از اينجا بكوشيد و از شدت عمل در تعمير اين سرا چشم بپوشيد . باشد در آينده دوران بهترين شربتها را