( 31 ) نامه به دوستشان دكتر عبدالرحيم جلايى ( 3 )
بسمه تعالى
السلام منى على الدكتور الكبير و رحمة اللَّه .
با ملاحظهء وقت آن جناب و وقت خودم از اقدامات آن جناب راجع به آب انبار آلنى متشكرم . آهكها مقدارى رفته ، باقى را هم ارسال فرماييد . آهك سفيد است مثل برف ، اگر بماند در هواى اردبيل هم آب مىشود . راجع به لوله و چاه آنجا اميد است كه شما قدمى محكم برداريد و با آقاى كلكى صحبت كنيد يا فردى مؤثرتر از ايشان نمىدانم كيست ، ولى اين مطلب را به در خواست حقير ، در نظر بگيريد كه اول لوله آنجا را بدهند كه ضمن تأمين آب انبار ، لولهها از آب انبار تا ده برود و مسأله چاه را نيز مقارن آن يا بعد آن شروع كنند ، زيرا اگر اتفاق افتاد و فتورى در كار چاه واقع شد ، لا اقل لولهها و آب انبار از آب قديمى مورد استفاده واقع شود و زحمات اخوى و مردم در اصل آب انبار هم بىاثر نماند . فلذا اولين قدم شما و دولت در اين موضوع دادن لولهها باشد كه هم اخوى دل گرم در كار شود و هم بر فرض درست نشدن چاه ، آب انبار ضايع نشود و به درد مردم بخورد . شما حتماً مقضيا - ان شاء اللَّه - در اين موضوع همتى بگماريد . و اگر راجع به افراد مؤثر آنجا احتياج به نامه باشد ، چه از بنده به عنوان نامه رفيقانه يا از مراكز دولتى طهران ممكن است ، ما از اينجا نامه تهيه كنيم و ارسال كنيم . خلاصه جناب آقاى دكتر - جعلكم دكترتراً و از به بهتراً - شما بحمداللَّه كارهاى خير زياد انجام دادهايد ، اين هم يكى از آن مهم مهمهاى آن كارها است . خواهشمند است اهميت بدهيد .