تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
و خداى خود منفعل ؛ چرا اين را كردم ، ضرر مالى و جانى ، يعنى وقتى زدم . اميدوارم كه از رييس حقيقيم حضرت ولى عصر مزد بگيريد . و ديگر ، روى انجام وظيفهء تشكر عرض مىكنم ، نه روى منت كه از كمك شما راجع به غسالخانه و دادن پول پىجويين در منبر روز جمعه تقدير و تشكر كردم . و اين مقدار كه از دستم برمىآمد ، انجام وظيفه رفاقت نمودم . و ديگر ، اگر آقاى مروج زود نتوانستند وجه طلب شما را بپردازند : يكى از دو راه را عملى كنيد يا تصميم بگيريد كه سفر مشهد كنيد و بنده حواله‌اى بنويسم از حضرت رضا عليه السلام بگيريد يا مرقوم بداريد از اينجا پيدا كنم و ارسال نمايم . و به آقاى مروج بگوييد كه بنده جداً در قول خود ثابتم . اگر مقروض ماندند ، به من اطلاع دهند ، به يك راهى درست مىكنم و ارسال مىكنم . و ديگر ، از شما و آقاى حاج عبد المحمد تشكر دارم كه هنوز كاغذ رويى ملون حسن اللون شيرينى شما زيب و زينت طاقچه اتاق كتابخانه است و هر وقت به طاقچه نگاه مىكنم روى كاغذ خط مبارك و نام شريف را مىبينم ، يادى از قدرت خدا مىكنم كه آن همه دقت‌نمايى در اتقان صنع بشر فرموده ، ولى بشر همه حسن و نظم و كمال را در چند سطر خط خود معارضه نموده ، واقعاً صنع خدا معجز است ، صنع شما هم معجز است . كسى قدرت معارضه با خط شما شايد نداشته باشد . و ديگر ، آلوهاى جعبه حاج عبد المحمد مقدارى مربا و مقدارى خشك شد و براى زمستان يادگارى گرديد . شكر اللَّه سعيكم . از آقاى ستاره‌دان - كه زحماتى كشيده و بچه را تدريس فرمودند - كمال تشكر را دارم و از اهل بيت و متعلقين - كه بارها زحمت نهار و شام ما را كشيدند - ممنون و سپاسگزارم . از آقاى حاج رشيد - كه لذت نهار او از قوه ذائقه من نرفته - سپاس بىحد دارم . از آقاى ميرزا آقا - كه هنوز هم صداى ما از تلفن ايشان به گوش اهل اردبيل شايد مىرسد - سپاس كامل و تشكر دارم . قربانت من عجول كه قناعت كردم ، على مشكينى . جناب آقاى دكتر جلايى لطفاً نامه مورد بحث را فراموش نفرماييد كه كمال تشكر و امتنان خواهد بود . ارادتمند