( 8 ) نامه به آية اللَّه محمدى رى شهرى ( 6 )
بسمه تعالى
السلام على الاخ الجليل ابى البركات و لطيف الحركات مولاى محمد صلى اللَّه على سميه و آله الطاهرين .
و بعد ، اميد آن كه پيوسته موفق و منصور آييد . آن باشيد كه مقصود از خلقتايد و آن شويد كه انسان بايد بشود . آرى چراغى نورانى كه ظلمات ديجور امروز را نور بخشد و رهبرى لايق كه گمشدگان آنان را هدايت نمايد ، مىدانم بحمداللَّه مشغولايد و انجام وظيفه مىكنيد . به حال شريف غبطه مىخورم و از آستان مبارك طمع اكيد دارم آن به عينك ذرهبينى زنيد و نظر را دوربينى فرماييد . باشد نقصى را از ناقصى زايل كنيد و عطشى از كبدى سيراب داريد ؛ مگر نه اين است كه شفاعت در همه جا است و بر همه كس ؛ زيرا مطلق الوسيله شفيع است ، خاصه از نورى در هدايت ظلمتى . مزاحم نشوم ؛ چه آن كه وقت عدهاى از طلا است ، نه مانند من كه فعلًا از خشت است .
سكينه عزيز را سلام دارم و توصيه به انجام وظايف و خدمت كردن جدّى و با اخلاص تمام سر كار عالى مىنمايم و مستدعيم كه در اين ثواب مرا هم شريك فرماييد و نرگس خاتون نيز سلام دارم و به غلامرضا نيز سلام دارم .
و ديگر ، راجع به كتاب ازدواج در اسلام كار به هرجا رسيده ، ابلاغ فرماييد . و البته اميد است كه جدى باشيد ، گرچه زحمت فوق العاده است و هديه قابل .
و پنير و ربّ گوجه و ساير ارسالى رسيد . البته همه را حساب كنيد و به گفته آن مرد