باشد ، با ساير اوقات فرق مىكند ؛ يعنى در زمانى كه حكومت اسلامى امور را در دست ندارد ، هر كس حق دارد با احيا و آباد كردن زمين آن را تملك كرده و مورد بهرهبردارى قرار دهد ؛ كما اين كه در زمان ائمه ( غير از حضرت على عليه السلام ) ، مانند زمان حضرت باقر عليه السلام و صادق عليه السلام كه حكومت اسلامى بر سر قدرت نبود ، مردم حق داشتند با احيا و آباد كردن زمين آن را تملك نمايند .
ولى اكنون كه حكومت اسلامى زمام امور را در دست دارد ، وضع فرق مىكند و درست مانند « زمان ظهور » ، تنها با اجازه و دستور دولت اسلامى مىتوان زمين را مورد بهرهبردارى قرار داد ؛ به دليل اين كه منظور از ظهور فقط اين نيست كه خود امام معصوم شخصاً زمام امور را در دست داشته باشد ، بلكه اگر نواب عامه يا خاصه او بتوانند حكومت اسلامى را تشكيل دهند ، مانند جمهورى اسلامى فعلى ، حكم زمان ظهور بر امور مترتب مىشود . پس دسته اول ، اراضى موات است كه تاكنون احيا نشده است .
و اما دسته دوم ، آن دسته از اراضى هستند كه قبلًا آباد شده بود ، ولى اينك به دليل اين كه صاحبان زمين آن را « معطل » گذاشتهاند و دوباره به حال خرابى درآمده است .
در مورد اين گونه زمينها ابتدا به مالك اولويت داده مىشود تا ملك را احيا كند و در غير اين صورت ، دولت اين اراضى را در اختيار مىگيرد تا كشت و بهرهبردارى از آنها را به افراد واجد شرايط واگذار كند .
سوم ، « اراضى داير » يعنى آن دسته از اراضى كه اكنون مورد كشت و بهرهبردارى قرار مىگيرد . اين زمينها به دو دسته تقسيم مىشود : اول ، زمينهايى كه از راه نامشروع به دست آمده كه اين اراضى به حكم محاكم اسلامى نسبت به استردادشان حكم داده مىشود . دوم ، آن دسته از اراضى كه ظاهراً به طرق مشروع به دست آمدهاند .
در مورد اين گونه اراضى ، اگر خود مالك بر روى زمين كار مىكند تا سه برابر مقدار - كه در عرف محل براى تأمين زندگى كشاورز و خانواده او لازم است - در اختيار مالك قرار مىگيرد و اگر شخصاً به كشاورزى اشتغال ندارد ، ولى منبع درآمد ديگرى هم ندارد تا دو برابر مقدار مزبور در دست مالك مىماند ، و بقيه را موظف است به زارع
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٠٢