گر چه اين نكته براى ما قابل توجه است كه هر صفت انسانى صفت اسلامى است و هر صفت اسلامى نيز صفت انسانى است ، اين از ويژگىهاى اسلام است . اسلام آنچه را كه تصويب مىكند ، آنچه را كه نيكو مىشمارد ، آنچه را كه حكم به حسنش مىكند ، عقل نيز همانطور مىگويد و اين مسأله كلى را شما در بحث اصول فقه عنوان مىكنيد و علماى اصول عنوان كردهاند ، مىگويند : « كلّما حكم به العقل حكم به الشرع و كلّما حكم به الشرع حكم به العقل » ؛ آنچه را كه عقل به نيكى او قضاوت مىكند ، يعنى آن انديشه و آن باورى كه عقل به حسن او يا به قبح او حكم مىكند ، اسلام هم همانطور حكم مىكند . هر صفتى كه عقل به حس او يا به قبح او حكم مىكند ، اسلام نيز همانطور قضاوت مىكند . و هر عمل و كردار و كار جوانحى كه عقل به حسن او و يا قبح او حاكم است ، شرع نيز همانطور حكم مىكند . اسلام است كه چنين ادعايى را مىتواند داشته باشد و بگويد احكام من و قضاوتهاى من همه بر طبق عقل سالم است . هر چه من مىگويم ، اگر عقل سالم باشد ، همان را خواهد گفت . و هر چه عقل سالم مىگويد ، من همان را مىگويم ؛ چه در بعد باورها و اعتقادات ، چه در بعد اخلاق و صفات روانى و چه در بعد اعمال و كارهاى بدنى باشد . در تمام ابعاد اسلام مىگويد :
« ما حكم به الشرع حكم به العقل ، و ما حكم به العقل حكم به الشّرع » .
و البته پيداست مراد از اين عقلى كه مىگوييم او بر هر چه قضاوت كند ، شرع هم طبق اوست و شرع هر چه بگويد ، عقل هم طبق اوست ، مراد از عقل ، عقل صحيح است . مراد از خرد ، خرد سالم است ، خردى نيست كه به واسطه هواها مريض شده باشد ، خردى كه به واسطه شهوات بيمار شده باشد ، عقلى كه اسير هواهاى نفسانى شده ، عقلى كه اسير حب مال است ، عقلى كه اسير حب جاه است ، عقلى كه برده دست شهوات ، عنادها و تعصبهاست ، اين عقل حكومتش صحيح نيست و قضاوت درست نمىتواند بكند . مراد از عقل ، عقل سالم است . آنچه را كه عقل سالم خواهد گفت شرع هم خواهد گفت .
و بالجمله صفت ترحم از صفات روانى انسانى و اسلامى است . عقل مىگويد
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٥