دلهاى ما در غلاف است ، گوشهاى ما سنگين و « بَيْنِنَا وَ بَيْنِكَ » ، ميان ما و ميان تو حجابى است و او نمىگذارد حرفهايت را بشنويم . اين حجاب متعدد است ؛ حجاب ظلمتى است كه گناهان است و ما به دوستان عرضه داشتيم . دو رقم حجاب ميان ما و ميان اللَّه است : گاهى حجاب ظلمت است . آن گناهان ماست و گاهى حجاب نور است و آن دنياى حلال ماست . حجاب ظلمت گناه ماست كه ميان ما و اللَّه حجاب است ، نمىگذارند ما محبت او را بچشيم .
اللّهُمَّ اذِقنى حَلاوَةَ مُناجاتِكَ .
زين العابدين عليه السلام كه دعاها مىخواند ، چه مىگويد ؟
اذِقنى حَلاوَةَ مَحَبَتِّكَ ، اذِقنى حَلاوَةَ مُناجاتِكَ .
پروردگارا ، توفيقم ده كه شيرينى صحبت تو را به چشم . پروردگارا ، آن توفيقم ده كه شيرينى مناجات تو در روانم وارد شود . و آن گاه كه با تو صحبت كنم و با تو خلوت كنم ، خدا روحم با تو مربوط باشد و اين حجاب دنيا و حجاب ظلمت و حجاب نور ميان من و تو نباشد كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
إِذَا أَذْنَبَ الْعَبْدُ كَانَ نُقْطَةً سَوْدَاءَ عَلَى قَلْبِهِ ؛ « 1 »
هنگامى كه بنده گناه كند ، نقطه سياهى بر قلب او پيدا مىشود .
هر گناهى انسان انجام بدهد ، يك تيرگى و يك نقطه سياهى در دلش پيدا مىشود و هر چه گناه زيادتر ، تيرگى قلب زيادتر و حجاب قلب بيشتر تا آن گاه كه ديگر هيچ حرف حقى در روح انسان اثر نمىكند . اين مرض احتجاب است . اين مرضى است كه ميان ما و ميان اللَّه ميان ما و برنامههاى الهى حجابى پيدا مىشود . كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
إِنَ هَذَا الْقَلْبَ يَصْدَأُ كَمَا يَصْدَأُ الْحَدِيد ؛ « 2 »
قلب زنگ مىزند ، همچنان كه آهن زنگ مىزند .
آن گاه كه آمدى با خدا راز و نياز كردى ، به اللَّه متوجهش كردى ، آن زنگ از او مىرود ، او جلا پيدا مىكند . امام حسين عليه السلام در روز عرفه است . ظاهراً وقتى كه دعا
هامش
( 1 ) إرشاد القلوب ، ج 1 ، ص 46 .
( 2 ) مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 262 .