مىكند . من به رأى العين در ميان اين جوانان و اين خواهران و برادران ، از اين افراد سراغ دارم ؛ به رأى العين سراغ دارم ، گاهى مىآيند مىنشينند سخن مىگويند .
مىگويند آقا ، چه كنيم كه خدا ما را بپذيرد و ما را و روح ما را در آن جبههها بخواهد و به آن مراحل عاليه برساند . مىگويد و اشك مىريزد . من در مقابلش خاضعم . اى روح بزرگ ، اى اسلام ، اى قرآن ، بنازم اى مكتب قرآن ، چه افرادى مىپرورانى ؛ چه فرشتههايى از اين انسان به وجود مىآورى ؟ اى فرشتههاى عالم غيب كه - هنگامى كه خدا پيشنهاد كردند : اى فرشتهها من مىخواهم جانشين خلق كنم - گفتيد : آقا ، اينها آدم مىكشند . خدا ، اينها آدم مىكشند ، فساد ايجاد مىكنند . بگذاريد يك عده آدم بكشند ، بگذاريد يك عده آشغال باشند ، او را خدا به خاطر اين موجود ايجاد كرده است :
« إِنِّى أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ » . « 1 »
فرشتههاى ما چه مىگوييد ؟ من يك ميليارد ، دو ميليارد ، سه ميليارد بشر خلق مىكنم . تو بگو يك ميليارد و دو ميلياردشان خراب ، دو ميليارد و نيم خراب ، همه خراب ، در ميان آنها صدتا ، هزار تا بنده داشته باشم ، عاشقم باشند . براى او بس است .
و همه آشغالها بروند دنبال كارشان . برادران ، پرقيمت هستيد . خواهران ، پر ارجيد .
مسلمانان تا روح اسلام در روح شما دميده شده ، به خدا عظيمايد . و خدايا ، تو شاهدى كه من به حقيقت مىگويم پرارجايد . قيمتتان را بدانيد . بهيميت بر شما غالب نشود .
از اين رو ، امام زين العابدين عليه السلام مىگويد : « تحيى و تعيش بها المهج » ؛ خدا روح آنها با محبت تو زنده است . اى ولى عصر ؛ اى آقاى ما ، الان در مشعرى ، در منايى ، الان در كربلايى ، الان در كجايى ، الان در مشهدى ؟ من نمىدانم . يا الان در مسجد اعظمى پيش شاگردانت نشستهاى ، آمدهاى سربازانت را ببينى ؟ هر كجا هستى ، اى فرزند فاطمه ، ما شاگردان مدرسه توييم و به جهانيان مىباليم و به دنيا مىنازيم . براى ما شهادت افتخار است ؛ جبهه جنگ افتخار است ؛ در راه قرآن ، در راه اسلام شهيد شدن بزرگترين افتخار است . و دعا مىكنيم اى ولى عصر ، موفق به اين افتخارات باشيم .
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 30 .