تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
مشركان نبود . يهوديان مىگفتند ابراهيم از ماست ، و نصرانىها نيز در زمان نزول قرآن مىگفتند ابراهيم از ماست ، ولى قرآن آنها را تكذيب كرده و مىگويد حضرت ابراهيم مسلمان حنيف بوده است . در اين‌جا امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « يعنى حضرت ابراهيم خالص بود » . در بعد عقيدتى عقايدى خالصانه داشت و اعمال او نيز خالصانه بود و تنها انگيزه‌اش اللَّه بود . بنا بر اين ، خداوند در قرآن ابراهيم را به عظمت ياد مىكند و او را خالص معرفى مىكند . به هر حال ، يكى از بهترين اوصاف كمالى هر انسانى خلوص است . انسان هر مسلكى داشته باشد ، بايد در آن مسلك صاف و پاك باشد و دور از التقاط و نفاق و دورويى كه اين‌ها از زشت‌ترين صفات انسان است . لازم است ، انسان قبل از هر چيز تفحص كند و مكتب و مذهبى را انتخاب كند و سپس در آن مكتب ، خالص باشد و نفاق نداشته باشد . در آيات آخر سورهء و الليل مىخوانيم : « وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِى يُؤْتِى مَالَهُ يَتَزَكَّى » ؛ و پاك‌رفتارتر [ از اين مردم ] از آن دور داشته خواهد شد : همان كه مالِ خود را مىدهد [ براى آن كه ] پاك شود . كسى كه از جهنم دورى مىكند ، كسى كه با تقواتر است و تقواى او زياد است ، از اموال خود به ديگران مىبخشد و در راه خدا انفاق مىكند ، براى اين كه خود را پاكيزه كند ؛ يعنى مجاهدات مالى و جانى مىكند ، بدين منظور كه روحش و افكارش از التقاطها و آشفتگىها و عقايد انحرافى پاك شود و همچنين عملش از نفاق و ريا و امثال اين‌ها پاكيزه گردد : « يُؤْتِى مَالَهُ يَتَزَكَّى » . بخشش به منظور تزكيه و پاك شدن افكار و عقايد و اعمال او است . در ادامهء آيه مىخوانيم : « وَ مَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى » ؛ و هيچ كس را به قصد پاداش يافتن نعمت نمىبخشد ، جز خواستنِ رضاى