آنان كه وقتى حادثه براى آنها رخ مىدهد ، مصيبت به آنها مىرسد و اقرار مىكنند كه اين دو اقرار دلشان را آرامش مىبخشد . ايمانشان را تقويت مىكند :
إِنَّا لِلَّهِ إِقْرَاراً لَهُ مِنَّا بِالْمِلْكِ وَ . . . إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ إِقْرَاراً عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْهَلْك .
على عليه السلام مىفرمايد : شما وقتى كه مىگوييد انا للَّهيعنى خدايا من مال توام ، هر چه دارم مال توست :
« قُلْ إِنَّ صَلَاتِى وَ نُسُكِى وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ » .
نمازم از آن توست ، روزهام از آن توست ، نه فقط نماز و روزه ، قيامم ، قعودم ، حركتم ، مالم ، جانم ، فكرم ، مغزم ، همه از آن توست ، حيات و موتم همه از آن توست .
پس اقرار به ملكيت است .
« وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ » . خدا فردا به حضور تو خواهم آمد . من مسافرم ، دريچه عالم آخرت قبر است . وقتى كه من اين دريچه را زدم ، باز مىشود ، من به خانه هميشگى مىآيم . آيه را خواند . زن نگاه كرد ، اشكى ريخت گفت : خدا من امروز فرمان تو را اطاعت كردم ، من تسليم شدم ، گريه هم نمىكنم ، اما تو هم به وعده خودت وفا كن و آنچه كه براى صابران پاداش مىدهى ، به من هم پاداش بده . مىگويد بهتم برد از اين عظمت روحى يك زن ، كجا تربيت شده ؟
در يك بيمارستانى بوديم ، يك زنى آمده بود آنجا ، نمىدانم حالا بچهاش چه جورى شده بود ، دستش ، پايش ناراحت شده بود . اين تمام دست و پا و چادر و چارقد و همه را انداخت آنجا پيش مردها داد زد ، موى سرش را كند ، گفتم آن يك زنى است كه اسلام تربيت مىكند ، و اين يك زنى است كه بويى از اسلام نبرده . زنهاى مسلمان را به اين شكل درآوردند .
پروردگارا ، ما مىخواهيم در راه تو قدم برداريم . پروردگارا ، ما سربازان اسلاميم .
خوشا به سعادتتان ، كاش مرا قبول مىكرديد ، نام نويسى مىكردم ، من هم جزء سپاه
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 438
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٨