خارجى است ، باب « تفعّل » است ، و باب « استفعال » بيش از آن است ، و آنچه كه هست منشأش آن است . آن علت است براى وجود اين تكبر .
اگر ناراحت شدى ، اگر خم به ابرو وارد كردى ، معلوم مىشود از آن مرض در دل دارى . برو پاكيزه كن دل را . اگر رفيقتان بر تو تقدم بجويد ، در نشستن و ايستادن و راه رفتن و امثال اينها ، ايجاد ناراحتى در خودت مىكنى ، از آن مرض در دل هست :
اللّهمّ طهّر قلبى .
بعثت لُاتمّم مكارم الأخلاق .
خداوند مرا براى اين مسأله مبعوث كرد ، تنها براى اين مطلب ، تا صفات روحى را تكميل كنم .
پيغمبر گرامى در آينه نگاه مىكرد ، مىفرمود : خدا ، همچنان كه بر من قيافه انسانى بخشيدى ، و بهترين قيافهها را به من دادى در مقابل حيوانات ، اخلاق مرا نيكو كن .
در مدرسه اسلامى حوزههاى علميه براى اين هدف تشريف فرما شدهاى ، نكند هدفها را گم كنى ، نكند سراغ مطالب ديگر به روى . هر چه بخوانيد و بگوييد و بنويسيد و درس بخوانيد و درس بگوييد ، فقط در راه اين هدف است كه « بعثت لُاتمّم مكارم الأخلاق » را در خود پياده كنى ، يك انسان آسمانى باشى ، زمينىها مقامتان از آسمانىها بالاتر است . آن كس كه براى خدا قدم بر مىدارد و بگويد و بشنود و تبليغ كند و بخواند ، اسم بزرگش را در آسمانها به بزرگى ياد مىكنند .
ببينيد نوعاً تكبر در كسانى پيدا مىشود كه به مقامى رسيدهاند . زمينه كه پيدا مىشود ، مرض آنجا زمينه پيدا مىكند . بايد اينجا معالجه كنى ، آن چنان معالجه كنى كه فردا كشورى را به دستت دادند ، حالت تغيير نكند . اين درسها را بايد اينجا بخوانيم . آقايان عزيز ، اين روح بايد الان تصفيه بشود . در مدارس در ابتدا بايد تصفيه بشود ، كه اگر فردا مقامى به دستش رسيد ، از راه اللَّه منحرف نشويد و به راه شيطان نرويد . تكبر به انسانى مثل خود قبيح است ، تكبر شاگرد به استاد قبيحتر ، تكبر در مقابل مرجعى و الا قبيحتر ، در مقابل امام قبيحتر ، در مقابل پيامبران - كه متكبرين
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٢٥