شاكله طبيعت است ؛ طبيعت انسانى . اين شاكله انسان است . وقتى كه منشأ عمل شد ، مىخواهد بگويد كه تمام اعمال منشأش شاكله است ؛ سرچشمه از او مىگيرد :
« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى » ؛
و اين كه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست .
هم مىگويد به اين كه مجازات دنيوى و اخروى ، از نظر ثواب و از نظر عقاب ، داير مدار عمل است . در سورهء مباركهء نجم است كه : اين بشر به آن نكاتى كه ما در صحف موسى و صحف ابراهيم گفتيم و نوشتيم توجه ندارد . آن نكات چيست ؟ چند تا جمله ذكر مىكند كه در آنجا نوشته :
اولًا :
« أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى » ؛
كه هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد .
ثانياً :
« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى » .
ثالثاً :
« وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى » ؛
و [ نتيجه ] كوشش او به زودى ديده خواهد شد .
بنا بر اين ، ثواب و عقاب ، طبق آنچه كه در اصول مىخوانيد و در فقه مىخوانيد ، منشأ مىخواهد . مال تكسب است كه فعل را بيان مىكند و مال تكبر است و استكبار است ، كه تكبر مقدارى از آن صفت بيرون بريزد و منشا عمل بشود ، و استكبار آن است كه زيادتر منشأ اثر بشود . « إنْ فى صُدُورِهِمْ إلاّ كِبْرٌ » پيامبر ، در دلهاى اينها اين صفت است ، اما وجود صفت منشا اثر نيست ، تا برسد به اين كه تكبر شود . تكبر فعل
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٢٤