تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
در يك دبستانى ، دبيرستانى كه دويست ، سيصد ، پانصد بچه معصوم است ، اين بچه‌ها كه شكل نگرفته‌اند ، مواد اوليه هستند ، در قالبى كه شما - ان شاء اللَّه - از قرآن فرا گرفته‌ايد ، مىريزيد به آن قالب‌هايى كه در زمان طاغوت ، از واشنگتن ، از برلين و لندن مىآوردند . قالبى كه شما از قرآن و نهج البلاغه گرفته‌ايد و ساخته‌ايد ، اين موم‌ها را در آن قالب مىريزيد . فردا آن قدر سلمان‌ها و ابوذرها به اين مملكت تحويل بدهيد كه فرشتگان غبطه به وضع شما بخورند . و مقدمه آن ، اين است كه شما خودسازى كنيد . برادرها عمر بىوفاست ، و اين را بدانيد جوانى مهمان زودگذر است . من در وقتى به اين مدرسه فيضه قم وارد شدم كه همه از مدرسه‌ها بيرون مىرفتند و در ادارات وارد مىشدند و شغلى انتخاب مىكردند و مىگفتند ديگر تحصيل براى چيست . بابا براى چه ، در يك چنين هنگامى كه هى به من پيشنهاد مىكردند كه تازه اوايل هيجده سالگى ، بيست سالگى ، قلمت خوب است ، خطت خوب است ، بيا در فلان جا يك كارى برايت پيدا مىكنيم ، آينده نگر باش . براى خودت فكر كن . خدايا ، مىدانى همه را ترك كردم و در يك جو خفقان آمدم وارد فيضيه شده ، گفتم بروم به سوى اللَّه شايد مرا بپذيرد و آمدم . و بىاطلاع جو و محيطم آمدم و نفهميدم . و پس از چهار سال رفتم ، يك وقت سرى زدم ، ديدم ملت طور ديگر است ، قيافه‌ها طور ديگر است ، من يك طور ديگرم ، و به اميد اللَّه آمدم و در آينده خداوند يك چنين محيطى را به ماها قسمت كرده است و چه خداى بزرگ و رحيم و مهربانى . اميد است ان شاء اللَّه ساعت‌هايتان را مغتنم بشماريد ، دقايقتان را مغتنم بشماريد و خود را مهيا كنيد براى مسؤوليت بزرگ ، مسؤوليت عظيم . هر يك از شما نه فقط كارخانه است ، رسولى است ، خدا او را به جايى مىفرستد . يكى از دوستان سابقاً در زمان طاغوت آمد ( دانشجو بود ) به من گفت : كه آقا من آمدم طلبه شدم ، تمام قوم و قبيله و محيطم با من بدند ، مخالفت مىكنند ، تحقير مىكنند كه اين چه راهى است رفتى ؟ رفتى آخوند شدى ؟ من حالا بمانم يا برگردم سر كارم ؟ و اگر بروم آن‌جا دوباره چه كنم ؟ گفتم مگر مىترسى ، خداوند از ميان اين امت تو را به پيامبرى انتخاب كرده ،