تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و مادر و يا دوستان و رفقا كسب مىكند . و برخى ديگر از صفات آدمى كه در واقع از اثرات پيكر ناسوتى او به شمار مىروند ، خصايل سبعى هستند . پس مىتوان گفت كه به طور كلى انسان داراى اين اوصاف چهارگانه است : خصايل عالى و كمالات معنوى ملكوتى ، صفات زشت و قبيح شيطانى كه الهام گرفته از شياطين است ، خصايل بهيمى كه الهام از پيكر ناسوتى آدمى مىگيرد و صفات سبعى ملهم از تن خاكى و حيوانى . انسان اعجوبه‌اى است كه توانسته است اين صفات اضداد را در خود جمع كند . اكنون بايد توجه كرد كه اين صفات موجود در انسان - كه روح و روان آدمى قادر است تحت اختيار خود هر يك را كه خواست بروز و ظهور دهد - خود مقهور يك قدرت برترى هستند كه بر نفس عارض شده است ، و قدرت دارد برخى از اين صفات را تقويت نمايد و برخى ديگر را تضعيف كند . همچنين مىتواند برخى از اين صفات را زايل نموده و از خود بزدايد و يا ايجاد نموده و در خود به وجود آورد . ما از اين نيرو به عنوان نيروى عاقله تعبير مىكنيم . « إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً » ؛ ما انسان را از نطفه‌اى اندر آميخته آفريديم تا او را بيازماييم و وى را شنوا و بينا گردانيديم . ما انسان را از آبى آفريديم كه در آن تركيبات گوناگونى وجود دارد ؛ آبى كه هزاران خليط در آن منحل شده است ، آن گاه [ با ايجاد صفات سابقه ] او را مىآزماييم كه آيا متصف به صفات ملكوتى شده و به سوى ملكوت پرواز مىكند و آسمانى مىشود و از فرشتگان بالاتر مىرود و يا بدتر از شيطان شده و به تعبير قرآن « الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ » ، در قلوب مردمان وسوسه مىكند . آيا در حركت نزولى خود همچون بهائم عمر را در خور و خواب و غفلت مىگذراند و با صفات سبعى پيدا كرده و نوع خويش را مىدرد و مىكشد ؟ ما به او