28 . اخلاق اسلامى ( خصايل آدمى )
در مباحث اخلاقى گذشته به طور مكرر گفته شد كه انسان از دو جنبه سرّى و علنى ، روحى و بدنى ، و روانى و تنى تركيب يافته است .
روح و روان از عالم بالا و عالم امر آمده است و تاكنون سرانگشت آدمى با همهء دقت و موشكافى نتوانسته است گرهى از حقيقت و واقعيت روح بگشايد و همه زبدگان بشر اعتراف دارند كه هنوز موفق به درك حقيقت و جوهرهء اين موجود آسمانى و ملكوتى نشدهاند .
موجودى كه وقتى با تن آدمى ممزوج مىشود ، آن را زنده مىكند و آن گاه كه رشتهء علاقه از او مىبُرد ، سبب مرگ آن مىشود . چنين وجود مقدّس و مكرمى با پيكرى درآميخته كه قرآن از آن با عنوان « حَمَإٍ مَسْنُونٍ » ؛ [ لجن ته نشين شده در آب گنديده ] ياد مىكند . يعنى در وجود آدمى بهترين موجود علوى با پستترين مخلوق سفلى با هم آميخته شده است .
در وجود انسان با چنين تركيبى صفات متعددى وجود دارد كه عارض بر روان اوست . برخى از اين صفات ، صفات ملكى و ملكوتى هستند كه با آن جزء آسمانى و سماوى تناسب دارند و برخى ديگر صفات بهيمى هستند كه در خور شأن پيكر ناسونى انساناند .
دستهاى ديگر از صفات انسان ، صفات شيطانى هستند كه او از محيط اطراف ، پدر