تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
از لوازم و آثار تكوينى دانش است كه انسان را براى قيام به عمل حركت دهد . اگر انسان ديوارى را در حال سقوط ببيند ، ناخودآگاه از زير آن كنار خواهد رفت . علم به سقوط ديوار به طور طبيعى انسان را وادار به فرار مىكند . علم و دانش نيز به طور طبيعى آدمى را وادار به عمل مىكند . در اين‌جا پرسشى مطرح مىشود كه پس چرا عده‌اى از انسان‌ها عالم و دانشمندند ، ولى اهل تقوا و عمل نيستند ؟ پاسخ ، اين است كه گاهى از اوقات مقتضى قوىترى پيدا مىشود كه وابستگى ميان علم و عمل را خنثى مىكند . گاهى هواى نفس آن چنان قوت مىيابد كه اين مقتضى را از مقتضاى خود جدا مىسازد ، و الا لسان روايات اين است كه : « العلم يهتف بالعمل » . هر گاه علم و باور در دل جاى گرفت ، عمل و تقوا به دنبال آن در قلب جايگزين خواه شد . و اين علم است كه انسان را ترقى مىدهد و اعمال صالح عشق و شورى در دل ايجاد مىكند كه آدمى را از وطن مألوف خويش حركت مىدهد و به سوى اللَّه ، جهاد ، علم و دانش و مدارج عالى سوق مىدهد ؛ به گونه‌اى كه مهاجرت او « مهاجرة الى اللَّه » نام مىگيرد . در مورد يكى از علماى بزرگ نقل مىكنند كه ايشان در زمان‌هاى دور ، وقتى از اوقات قصد سفر به اصفهان نموده و در مسير راه شبى را در بيرون راه اقامت گزيد . اوايل شب رو به ياران كرد و گفت : من وارد اين شهر نمىشوم ، زيرا به گوش جان مىشنوم كه در اين شهر گناهان بسيارى انجام مىشود و به چشم جان مىبينم كه در اين ديار اسباب فحشا و منكر بر پا گرديده و بساط مشروب و قمار چيده شده است . بديهى است كه در همه شهرها گناه و عصيان وجود دارد ، اما آن كيست كه بتواند اين گناهان را ببيند و آن چه ديدگانى است كه توفيق بايد به اسرار خفيات واقف گردد ؟ شب مىگذرد و سپيده‌دم آن عالم بزرگوار دستور مىدهد زود حركت كنيد و وارد