اينها آثار ظاهرى توحيد است . اگر آدمى در همين قدم اول تأمل نموده و مقتضيات آن را به درستى مراعات كند ، اسباب نجات خويش را فراهم نموده است .
مرحله دوم ، قدرى از اين مرحله سختتر و مشكلتر است . و آن عبارت است از نفوذ كلام انسان در ژرفناى دل و جان او . حقيقت ايمان باور است و جايگاه ايمان در قلب انسان است . آيهاى كه در چند سطر پيش سخن از آن رفت ، به طور ضمنى بر اين مطلب دلالت دارد :
« وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِى قُلُوبِكُمْ » ؛
ايمان در قلب شما داخل نشده است .
امام باقر عليه السلام نيز در روايتى مىفرمايد :
الْإِيمَانُ مَا كَانَ فِى الْقَلْب .
ايمان ، اعتقاد و باورى است كه در دل وارد مىشود و قلب را روشن و نورانى مىنمايد . توحيد در مرحله دوم ، وارد دل مىشود و صحنه دل را منور مىكند . توحيد و مبدأ و معاد در اعماق جان نفوذ مىكند و در نتيجه اين باور ، در قلب تثبيت مىشود ، ريشه مىدواند و شاخه پيدا مىكند .
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِى السَّمَاءِ * تُؤْتِى أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ » ؛
آيا نمىبينى كه خداوند كلمه پاكيزه و روح پاك را به درخت زيبايى مثل زده كه ريشه آن ثابت و شاخه آن به آسمان رفته است و آن درخت زيبا در همه اوقات به اذن پروردگار خويش ميوههاى شيرين و نيكو مىدهد . خداوند اين گونه مثالها را براى تذكر مردم بيان مىدارد . شايد متذكر شوند .
براى اين شجره طيبه شاخ و برگى متصور مىشود كه فروع اعتقادات و وابستگى به فروع عمليه است . اعتقاد به حركت تكاملى پيامبران ، كتاب اللَّه ، فرشتگان و غيب ،
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢١٢