تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
يعنى حد وجودى مخلوق ، از نظر بقا ، مساوى حد وجودى خالق است . فرق ما بين بشر و خدا در مرحله قدم و ازليت است . در ازليت خدا بوده است ؛ بدون اين كه انسان موجود باشد . او قديم است و اين حادث ، او علت است و اين معلول و او موجد است و اين موجود . اما از نظر بقا و دوام ، بنده و خدا هر دو هميشگى هستند و جمله « خالدين فيها ابداً » در مورد هر يك از ايشان مصداق مىيابد ؛ اما هلاكت روح ، در اين تعبير خاص ، به معناى سقوط آن از كمالات مخصوصه است . روحى كه بايد زنده باشد و كامل شود و به پروردگار خويش تقرّب يابد ، سقوط مىكند و به انحطاط كشيده مىشود . قرآن در اين ارتباط مىفرمايد : « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ » ؛ ما آيات را فرستاديم تا هر كه هلاك مىشود ، پس از اتمام حجت حيات يابد . در اين آيه نيز هلاكت به معناى سقوط و انحطاط به كار رفته است و چه هلاكتى بالاتر از اين كه انسان از آن مقام عالى و ارجمند و فوق تصورى كه براى آن آفريده شده است ، ساقط شود تا جايى كه از چارپايان نيز گمراه‌تر گردد . و اف بر آن انسانى كه نفهميده است از كجا آمده ، چرا آمده و به كجا مىرود ؟ مرگ و حياتش با كيست و دوست و دشمنش چه كسانى هستند ؟ مشاهده مىكنيد كه امام باقر عليه السلام در اين حديث شريف از زهر كشنده به عنوان موبق ياد نمىكند ؛ زيرا گاهى هلاكت جسم وسيلة السعادة است . چه نعمتى براى انسان پرهيزگار از اين بالاتر كه اين قفس را بشكند و به فراز مرتفع‌ترى پرواز كند ؟ انحطاط روح باعث مرگ آن مىشود و هر گناهى كه از انسانى سر مىزند ، يك قدم او را به مرگ روح خويش نزديك مىسازد و هر صوابى كه به جا مىآورد ، قدمى او را به حيات و جاودانگى خويش نزديك مىنمايد .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 187 | الشيخ علي المشكيني