همان آياتى كه رسول مكرم اسلام نيز شبها كه از خواب بر مىخاست ، به آسمان نگاه مىكرد و اين آيات را با حرارت و لطافت مىخواندند كه گويى روح مىخواست از پيكرها پر بگشايد . حضرت نگاهى كرد و گفت : حبه ، خوابى يا بيدار ؟ چشم باز كردم و گفتم : يا امير المؤمنين ، چشم را روى هم گذاشته بودم ، خواب نيستم . حضرت نيمه شب شروع به موعظه نمود : نيمه دل شب است و شما خوابيدهايد ؟ نوف بكالى مىگويد : به خدا قسم ، من مدتى گريه كردم ، بعد خوابيدم . آن گاه حضرت در بارهء گريه مطالبى را فرمود و از اثر گريه مطالبى عرضه داشت . هدف چيست ؟ حضرت مىخواهد ايجاد افسردگى نمايد و انقلاب درونى ايجاد كند .
ما در مدرسه فيضيه سيوطى و جامى مىخوانديم كه شخصى آمد و نماز جمعه را در مدرسه اقامه كرد . اين اولين نماز جمعهاى بود كه ما ديديم . تا آن موقع نمىدانستيم نماز جمعه چيست ؟ بعد مرحوم سيد محمد تقى خوانسارى آمدند و نماز جمعه را در مدرسه فيضيه بر پا نمودند . خطبتين ايشان هر دو به اندازه پنج دقيقه طول مىكشيد .
بيش از اين مرسوم نبود ؛ اما سخنان اين مرد بزرگوار و متقى آن چنان در روح ما اثر مىگذاشت و ما را منقلب مىكرد كه تا آخر هفته از آن القائات سرشار بوديم . وقتى حرف مىزديم ، با كمال احتياط حرف مىزديم ، نكند كه از مشى خود خارج شويم ، چنين باشيد ، به خود برسيد و با خود حساب داشته باشيد . زبان خود را به دروغ عادت ندهيد . هر زبانى كه به شوخى دروغ گفت ، دروغ جدى هم خواهد گفت .
يكى از دوستان ما - كه از شاگردان مرحوم سيد حكيم بود - مىگفت : گاهى آية اللَّه حكيم در سخنانشان خطاب به تلامذهء خويش مىفرمودند :
وقتى به مسجد تشريف مىآوريد ، لابد با كمال خضوع و طهارت مىآييد ؛
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٥٤