رسول أبلوك فوجدتك شاكراً .
« 1 »
فنظر إلى أصحابه ، يعنى اشاره كرد كه به او چيزى بدهيد ؛ مرود : مسمار ؛ تبر ( به تقديم تاء ) : طلا ؛ أبلاه : امتحان كرد او را .
يا موسى ، ربما يأتيك مَن ليس بإنس و لا جنّ يبلونك فيما خوّلتك و يسألونك عمّا نوّلتك فانظر كيف أنت صانع .
« 2 »
خوّله الشىء و نوّله
: عطا كرد آن را به وى .
نبيّ الرحمة
قال الإمام الصادق عليه السلام :
ضحّى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بكبشين أحدهما بيده و قال : اللّهمَّ هذا عنّي و عمّن لم يضحّ من أهل بيتى و ذبح الآخر و قال : اللّهمَّ هذا عنّي و عمّن لم يضحّ من امّتى .
« 3 »
كبش : قوچ ؛ ضحّى :
قربانى كرد .
القرين الصالح
إنّ أخا الهيجاء من يسعى معك * و من يضرّ نفسه لينفعك
و من إذا ريب الزمان صدعك * بدّد شمل نفسه ليجمعك « 4 »
هامش
( 1 ) . امام صادق عليه السلام : نيازمندى خدمت پيغمبر آمد . رسول خدا به يارانش اشاره كرد تا به وى كمك و انفاق كنند . مردى ميلى طلا به دو داد . نيازمند پرسيد : اين همهء بخشش توست ؟ صحابى گفت : آرى . نيازمند گفت : ميل طلايت را مىپذيرم ؛ امّا من نه جن و نه انسانم ، بلكه فرستادهء خدايم تا تو را بيازمايم . ديدم [ با بخشش و انفاق ] شكرگزارى ( بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 84 ، ح 34 ) .
( 2 ) . خدا به حضرت موسى عليه السلام فرمود : چه بسا كسى نزدت آيد كه نه انسان است و نه جن ، تا با آنچه به تو بخشيدهام ، تو را بيازمايد و از دارايىاى كه به تو دادهام ، درخواست مىكند . بنگر چه كار مىكنى [ و آيا مىبخشى ! ] ( وسائل الشيعة ( آل البيت ) ، ج 9 ، ص 419 ) .
( 3 ) . امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله دو قوچ قربانى كرد . يكى را ذبح و عرض كرد : خدايا ! اين قربانى از طرف خودم و كسانى از اهل بيتم است كه قربانى نكردهاند . ديگر را قربانى و عرض كرد : خدايا ! اين قربانى از طرف خودم و كسانى از امتم است كه قربانى نكردهاند .
( 4 ) . همرزم تو كسى است كه همراهت مىكوشد و به خويش آسيب مىرساند تا به تو سود برساند . آن كه وقتى ديد زمانه تو را به دردسر انداخته ، توانش را مىپراكند و در جاهاى گوناگون به كار مىگيرد تا كارت را سر و سامان دهد ( تاريخ مدينة دمشق ، ج 33 ، ص 326 ) .