يحيى بن معاذ
أيّها العلماء ، إنّ قصوركم قيصرية و بيوتكم كسروية و مراكبكم قارونية و أوانيكم فرعونيّه و أخلاقكم نمروديّة و موائدكم جاهلية و مذاهبكم سلطانية ؛ فأين المحمّديّة صلى الله عليه و آله .
« 1 »
خاقانى
عذر دارى بنال خاقانى * كاهل كم دارى آشنا كمتر
دشمنانت ز خاك بيشترند * دوستانت ز كيميا كمتر
سنايى
خدايا ز خوانى كه از بهر خاصّان * كشيدى نصيب من بينوا كو ؟
اگر مىفروشى بهايش كه داده ؟ * و گر بى بها مىدهى بهر ما كو ؟
بيان : مرحوم سنايى غفلت كرده كه خدا خوانى كه براى نيكان بشر گسترده ( يعنى نعمت و بهشت در عالم آخرت ) مبيع و كالاى فروشى نيست ؛ بلكه به عنوان بها و ثمن است در مقابل كالاى پر ارجى به عنوان مبيع ؛ يعنى اموال و نفوس مؤمنان كه در دنيا بفروشند و خدا بى بها هم نمىخرد . هر كس مبيع را تحويل دهد ، بها را دريافت مىكند .
« 2 »
شعر
هر كه سخن را به سخن ضم كند * قطرهاى از خون جگر كم كند
شعر توبه
يك سر مو دلت سفيد نگشت * هيچ مو در تنت سياه نماند
اى حسن توبه آن گهى كردى * كه تو را قوت گناه نماند
هامش
( 1 ) . اى عالمان ! منزلهايتان قيصرى ، خانههايتان كسروى ، مركبتان قارونى ، ظروفتان فرعونى ، اخلاقتان نمرودى ، سفرههايتان جاهلى [ مخلوط از حلال و حرام ] و شيوهء رفتارتان سلطانى است ؛ كو زندگى محمّد گونه ؟ ! ( فيض القدير شرح الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 531 ) .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 111 : « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَ لَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ . . . » .