نخست نعلين ز پاى بر كن ، سپس قدم نِه به طور ايمن * كه در فضايش ز صيحهء لن ، فتاده مدهوش هزار موسى
شعر عرفانى
با تو نخواهم رُخِ حور اى صنم * عقل نبازم ز قصور اى صنم
دورى تو دوزخ و وصلت بهشت * عشق تو غوغاى نشور اى صنم
شعر
تنها مرو اندر ره پر پيچ و خم عشق * بهر خود از آغاز بجو راهنما را
( امين )
شعر
از دولت عشق است سرافراز و گرنه * آدم چه شرف داشت دگر جاننواز را ؟ !
( قاجار )
شعر
عشق ، شيرى است قوى پنجه و مىگويد فاش * هر كه از جان گذرد بگذرد از بيشهء ما
دانم اى عشق ، قوى پنجه چه خواهى كردن * دست بردار نه اى تا نكنى ريشهء ما
( ظهير الدوله )
شعر
بذل جاه و مال و ترك نام و ننگ * در طريق عشق ، اوّل منزل است
( سعدى )