من الأخبار في هذا الباب .
ثمّ استدلّ بأمور منها قول عليّ عليه السلام في خطبته القاصعة أنّه من لدن كان فطيماً كان مؤيّداً بأعظم ملك يعلّمه مكارم الأخلاق ، و محاسن الآداب ، و ليس هذا إلّامعنى النبوّة .
و منها الأخبار الدالّة على أنّهم عليهم السلام مؤيّدون بروح القدس من بدء حالهم ؛ و منها صحيح الأحول كان رأى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله من أسباب النبوّة قبل الوحي حتّى أتاه جبرئيل من عند اللَّه بالرسالة ، و يؤيّده قوله صلى الله عليه و آله : « كنت نبيّاً و آدم بين الماء و الطين » أو « بين الروح و الجسد » و منها صحيح الكناسي حيث سئل الباقر عليه السلام و قال : أكان عيسى بن مريم حين تكلّم في المهد حجّة للَّهعلى أهل زمانه ؟ فقال : كان يومئذٍ نبيّاً حجة للَّهغير مرسل أما تسمع قوله :
« إِنّى عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَلنِىَ الْكِتبَ وَ جَعَلَنِى نَبِيًّا » « 1 »
و فيه أنّه إذا بلغ سبع سنين تكلّم بالنبوّة و الرسالة حين أوحى اللَّه إليه .
« 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء مريم ، آيهء 31 .
( 2 ) . علامه مجلسى مىنويسد : از احاديث معتبر و روايات مستفيض برداشت مىكنم كه پيامبر از آن هنگام كه خدا عقلش را در سالهاى آغازين عمرش كامل كرد ، حتّى پيش از بعثت ، پيامبر بود و روحالقدس ( جبرئيل ) پشتيبانش بود . فرشته با او سخن مىگفت . صداى ملائكه را مىشنيد ، يا در خواب ، فرشته به سراغش مىآمد .
پس از چهل سال ، رسول خدا گشت و فرشته رو در رو با او سخن گفت و قرآن بر وى فرو آمد و دستور يافت تبليغ كند . پيش از آن ، با انواع عبادتها خدا را پرستش مىكرد ، مطابق با همان شيوهاى كه پس از تبليغ به مردم دستور داد ( كه همين برداشت ظاهرتر است ) يا به شيوههاى ديگر عبادت مىكرد ، مثلًا مطابق با شريعت ابراهيم ، يا ديگر انبياى پيشين . البتّه نه اين كه پيرو آنان باشد و به شريعت پيامبران پيش از خود عمل كند ؛ بلكه بدين معنا كه آنچه به دو وحى شد ، مطابق و همخوان با برخى شريعتها و مناسك انبياى قبلى بود ، يا بگوييم : پس از رسالت و دريافت وحى ، شريعتهاى پيشين منسوخ شد . گمان دارم اگر كسى فطرتى سر به راه و هوشى سالم داشته باشد ، صحت سخنم بر او پنهان نماند ، به ويژه پس از آگاهى از احاديثى كه پيشتر در اين باب آورديم .
علامه مجلسى در ادامه به دلايلى استدلال مىكند ، از جمله فرمايش امام على در خطبهء قاصعه ( خطبه 192 نهج البلاغه ) : « از همان لحظهاى كه پيامبر را از شير گرفتند ، خدا بزرگترين فرشته ( جبرئيل ) را مأمور تربيت پيغمبر كرد ، تا به او اخلاق نيكو ، نيز آداب پسنديده بياموزد » و اين معناى نبوت است .
از ديگر دلايل ، احاديثى است كه دلالت دارد پيامبران از آغاز توسط روحالقدس ( جبرئيل ) پشتيبانى شدهاند ، از جمله روايت صحيح « احول » است : « رسول خدا حتّى پيش از وحى ، اسباب نبوت را مىديد ، تا آن كه جبرئيل از سوى خدا مژدهء رسالت آورد » . فرمايش پيغمبر مؤيد اين حديث است : « همان وقت كه آدم بين آب و گل ( يا بين روح و كالبد ) بود ، پيامبر بودم » .
از ديگر دلايل ، حديث صحيح « كناسى » است كه از امام باقر در اين باره پرسيد و ايشان فرمود : « آيا عيسى بن مريم وقتى در گهواره سخن گفت ، حجّت خدا بر مردمان زمانش بود ؟ همان وقت پيامبر و حجّت خدا بود ، امّا هنوز به رسالت برانگيخته نشده بود . آيا نشنيدى مسيح گفت : « منم بندهء خدا . به من كتاب داده و پيامبر قرارم داده » آيه مىفهماند وقتى به هفت سالگى رسيد و خدا به دو وحى فرستاد ، به عنوان نبوت و رسالت سخن گفت ( الكافي ، ج 1 ، ص 382 ؛ بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 277 ) .