تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
6 . كان للنبي تزويج المرأة به من شاء به غير إذن وليّها و تزويجها من نفسه و تولّي طرفي العقد . « 1 » و أمّا الفضائل و الكرامات فقسمان الأوّل في النكاح و هو أمور : 1 . تحريم زوجاته اللاتي مات عنهنّ على غيره تحريماً مؤبّداً قال تعالى : « وَ مَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُواْ رَسُولَ اللَّهِ وَ لَآأَن تَنكِحُواْ أَزْوَ جَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا » « 2 » و أمّا الّتي فارقها في حياته ففيها خلاف كالخلاف في المخيّرة . 2 . أزواجه امّهات المؤمنين سواء متن قبل النبيّ أو بعده و المراد وجوب احترامهنّ لا فى النظر إليهنّ و الخلوة بهنّ . 3 . تفضيل زوجاته على غيرهنّ بأنّ جعل ثوابهنّ و عقابهنّ على الضعف . 4 . لا يحلّ لغيرهنّ من الرجال أن يسألهنّ شيئاً إلّامن وراء حجاب لقوله تعالى : « وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتعًا فَسَلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٍ » « 3 » و أمّا غيرهنّ فيجوز أن يسألن مشافهة . « 4 »
هامش
( 1 ) . قسم دوم : تسهيلات مربوط به نكاح ، كه چند امر است : 1 . افزون بر چهار زن مىتوانست داشته باشد . وقتى وفات يافت ، نه همسر داشت . آيا زياده بر نه همسر روا بود ؟ اولىجواز است . 2 . عقد با واژهء هبه و قبول آن ؛ خدا فرمود : « زن مؤمنى كه خود را داوطلبانه به پيامبر ببخشد ، در صورتى كه پيغمبر بخواهد ، مىتواند او را به زنى گيرد » . در اين صورت پرداخت مهر به سبب عقد و آميزش ، نه در ابتدا و نه در انتها واجب نبود ، چنان كه ماهيت هبه و بخشش است . 3 . بدون اذن سرپرست و حضور شهود مىتوانست نكاح كند . اين به نظر عامه است ؛ امّا نزد ما نه تنها دربارهء ايشان ، كه براى امت نيز اين كار رواست . 4 . در حال احرام مىتوانست ازدواج كند . نقل است در حال احرام با « ميمونه » ازدواج كرد . 5 . آيا بر او واجب بود اوقات زناشويى را ميان همسرانش تقسيم كند . برخى سنيان گفته‌اند واجب نبوده است . 6 . پيامبر مىتوانست بدون اجازهء ولى ، زنى را به عقد هر كه مىخواهد ، يا به ازدواج خود درآورد و دو طرف عقد ( ايجاب و قبول ) را خود عهده‌دار شود . ( 2 ) . سورهء احزاب ، آيهء 53 . ( 3 ) . سورهء احزاب ، آيهء 53 . ( 4 ) . برترىها كه دو گونه است . قسمت اوّل مربوط به ازدواج : 1 . همسران ايشان كه پس از وفات آن حضرت زنده مىماندند ، نمىتوانستند با مرد ديگرى ازدواج كنند . اين حكم ، حرام ابدى بود . خدا فرمود : « حق نداريد رسول خدا را برنجانيد و مطلقاً نبايد زنانش را پس از وفاتش به نكاح خود در آوريد » . امّا دربارهء ازدواج با همسرانى كه در زمان حيات پيامبر ، از او جدا شده بودند ، اختلاف نظر است ، مانند اختلاف نظر در مورد زنى كه بين طلاق گرفتن و ادامهء ازدواج آزاد گذاشته شده بود . 2 . همسرانش ، مادران مؤمنان بودند ؛ چه پيش از پيغمبر از دنيا بروند ، چه پس از او . مقصود ، وجوب احترام به همسران است ، نه اين كه بتوان مانند مادر بدانان نگاه كرد يا با آنها خلوت نمود . 3 . برترى همسرانش بر ديگر زنان . ثواب و جزاى همسرانش دو برابر بود . 4 . مردان نمىتوانستند چيزى از همسران پيامبر درخواست كنند مگر از پشت پرده . چون خدا فرمود : « چون از زنان پيامبر چيزى خواستيد ، از پشت پرده بخواهيد » امّا از ديگر زنان مىتوانستند رو در رو چيزى درخواست كنند .