اللَّه عز و جل لم يخلق بشراً غيركم ! ؟ بلى و اللَّه ، لقد خلق اللَّه - تبارك و تعالى - ألف ألف عالم ، و ألف ألف آدم ، و أنت في آخر تلك العوالم و أولئك الآدميّين .
« 1 »
و قال صلى الله عليه و آله : بلى واللَّه ، ليخلقنّ اللَّه خلقاً من غير فحولة و لا إناث ، يعبدونه و يوحّدونه و يعظّمونه ، و يخلق لهم أرضاً تحملهم و سماء تظلّهم أليس اللَّه عز و جل يقول :
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّموَ تُ » « 2 »
و قال عز و جل :
« أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » . « 3 »
و قال
الإمام الصادق عليه السلام :
ما يرى عالَم منهم أنّ للَّهعز و جل عالماً غيرهم ، و إنّي الحجّة عليهم .
« 4 »
مولانا فيض
ايستادن نفسى نزد مسيحا نفسى * بِهْ زِ صد سالْ نماز است به پايان بُردن
يك طواف سر كوى ، ولى حق كردن * بِهْ ز صد حجّ قبول است به ديوان بُردن
هامش
( 1 ) . امام باقر عليه السلام : اى جابر ! تأويل آيه آن است كه خدا وقتى اين آفريدهها و عالم را از بين برد و بهشتيان را در بهشت و جهنميان را در آتش جا دهد ، از نو جهان ديگرى غير از دنيا مىآفريند .
بىآن كه مردان و زنان زاد و ولد كنند ، جهانى خلق مىكند ، كه ساكنانش خدا را پرستش مىكنند ، او را به يكتايى ستايش مىنمايند .
خدا براى اينان سرزمينى غير از كرهء خاكى مىآفريند كه روى آن زندگى كنند . آسمانى ، غير از آسمان دنيا بر سرشان سايه مىافكند . شايد مىپندارى خدا فقط اين جهان را آفريده ؟ ! نكند گمان مىكنى خدا بشرى جز شما نيافريده ؟ ! به خدا سوگند ! خداى و الا هزاران هزار عالم آفريده ، هزاران هزار آدم خلق كرده ، تو و ديگر آدميان در آخرين عالم هستيد ( التوحيد ، ص 277 ؛ بحار الأنوار ، ج 54 ، ص 321 ) .
( 2 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 48 .
( 3 ) . به خدا قسم ! خدا آفريدگان و خلايقى بدون زاد و ولد مردان و زنان مىآفريند كه او را پرستش كرده و به يكتايى بستايند و بزرگش شمرند . زمينى برايشان خلق مىكند كه بر آن اقامت گزيده ، نيز آسمانى كه بر سرشان سايه افكند . آيا خدا نفرمود : « روزى كه زمين به غير اين زمين و آسمانها تبديل شود » نيز : « مگر از آفرينش نخست خود به تنگ آمديم ؟ نه ، بلكه آدميان از آفرينش جديد ترديد دارند » .
( 4 ) . امام صادق عليه السلام : ساكنان هر عالمى مىپندارند كه خدا عالم ديگرى غير از جهان اينان ندارد ؛ امّا دارد و من بر آنان حجتم ( الخصال ، ص 359 ؛ بحار الأنوار ، ج 54 ، ص 320 ) .