تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
شعر
بشوى اوراق اگر همدرس مايى * كه علم عشق ، در دفتر نباشد
( حافظ ) شعر
مقام عشق بنازم كه نيشْ بر رگ ليلى * زنند از رگ مجنون خسته خونْ به در آيد
( دهقان ) شعر
خوش‌ترين حرفى كه روز اوّلم آموخت عشق * در دبستان محبّت ، ترك جان و مال بود
شعر
خاك دل ، آن روز كه مىبيختند * شبنمى از عشق ، بر او ريختند
( غزالى ) شعر
صنع ايزد گلشنى ايجاد كرد * عشق را فرمود تا آباد كرد
( فرزانه ) شعر
تنها به ره عشق مرو زان كه محال است * بىراهنما طى شود اين وادى هايل
( عبرت ) شعر
هر دل كه شور عشق ندارد ، كباب كن ! * هر مسجدى كه قبله ندارد ، خراب كن !