دهد : اقدام بر احيا ، يا رفع يد از موضع تحجير . و در صورت دوم ، بر ديگران ، احياى آن محلّ ، جايز خواهد بود . و در صورت عدم اعتنا ، حاكم از وى مىگيرد و به ديگران تحويل مىدهد .
و امّا حريم ، در لغت به معناى قرق و « ممنوعُ القرب و المَساس » « 1 » است ؛ و شرعاً محدودهء خاصّى از اطراف و نواحى زمين احيا شده است كه جزء مرافق و مورد نياز تماميّت استفاده از محياة است .
حكم حريم از نظر عدم جواز احيا و مزاحمت ، گذشت . و تعيينكنندهء حدود آن ، عرف است ؛ چه آن كه حريم مورد نياز هر چيزى ، باتوجّه به اختلاف نياز و زمان و مكان ، فرق فراوان دارد و آنچه در اين مورد در كتب فقهى ذكر كردهاند ، به قرار زير است :
1 . حريم خانه ، قريب مقدار دو متر از اطراف آن است كه براى راه ورود اهل خانه و مواشى و ماشين و غيره و ريختن برف [ و ] گلكارى ديوار و ريختن زباله و غيره ، لازم مىباشد .
2 . حريم راه و جادّهء بزرگ ماشينرو ، مقدارى است كه نيازمندىهاى جادّه ، معمولًا بدان ، توقّف دارد .
3 . حريم ديوار غير خانه - نظير ديوار باغ و غيره - مقدارى از اطراف آن است كه ترميم ديوار و گلكارى آن ، بدان موقوف است .
4 . حريم باغ و درخت ، مقدار نياز رشد شاخهها و ريختن ميوه و راه آب آن است .
5 . حريم معدن زيرزمينى كه حفرش به خودِ كان رسيده باشد ، مقدارى از اطراف آن است كه ابزار استخراج ، وسايط نقليّه و ريختن خاك و زبالهها ، بدان احتياج دارد .
6 . حريم نهر بزرگ و كوچك ، مقدار نياز عبور صاحبان نهر از اطراف آن و ريختن وسايل استفاده و لايههاى استخراجى و غيره مىباشد .
7 . حريم چاه غير عميقِ آشاميدنى ، مقدارى از زمين است كه محلّ نصب پايههاى
هامش
( 1 ) . يعنى آنچه كه نزديك شدن به آن و دسترسى به آن ، بدون اذن مالك ، ممنوع باشد .