بخش اوّل : معناى قضا
« قضاء » در لغت عربى ، به معناى حكم كردن ؛ و در اصطلاح فقهاى اسلام ، به معناى ولايت و تسلّط بر حكم است كه از ناحيهء شرع براى كسانى كه صلاحيّت پذيرش اين منصب و مباشرت اين كار را دارند ، جعل و اعطا مىشود كه بدين وسيله موضوعاتى را تثبيت و حقوقى را اثبات و استيفا نمايند . مثلًا حكم كنند كه فلان روز ، اوّل ماه رمضان ؛ و فلان روز ، عيد فطر اعلام مىشود .
و حكم كنند كه زوجيّت اين زن بر اين مرد ثابت و يا ملكيّت اين مال از اين شخصْ مسلوب است ؛ و يا آن كه زيد ، محكوم به قصاص است و عمرو محكوم به حبس ابد ؛ و امثال اينها .
و بنابراين تعريف ، قضاوت ، همانند ساير منصبهاى شرعى و عرفى ، يكى از احكام وضعيّهء قابل جعل و انشا است كه با لفظ و نظير آن ايجاد و يا ابطال مىشود ؛ مثل : جعلتك قاضياً ، عزلتك عن القضاوة .
و به تعبير صاحب جواهر : « قضاوت شاخهاى است از رياست عامّهء نبوت و امامت و شجرهء طيّبهء ولايت و مناصب اهل بيت عصمت عليهم السلام » . « 1 » تبصرهء 1
قضا در برخى از كلمات علما ، به خودِ حكمى كه از ناحيه قاضى صادر مىشود ، اطلاق
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 40 ، ص 9 ( ترجمه ) .