3 . آنچه امام معصوم ، از متصرّفان و حيازت كنندگان ، به عنوان خمس و صدى بيست دريافت داشته ، يا خود مستقلًاّ احيا و حيازت نموده [ است ] .
حالْ معلوم مىشود كه مالكيّت امام در بخش اوّل ، انشائىِ محض - و به تعبير ديگر :
منفرد و مستقل - است و توأم با مرتّب شدنِ هيچ اثرى نيست ؛ چه از خود مالك اصلى و چه از ديگران با رخصت وى . و در بخش دوم ، مالكيّت او به طرز فوق ، مقرون با مالكيّت ديگران و توأم با تصرّفات آنها است . و در بخش سوم ، توأم با ترتّب آثار مالكيّت اوّليّهء مالك با تصرّفات خارجيّهء خود او است . و هيچ يك از اين صُوَر ، توليد اشكال نمىكند .
ج : تصوّر شده است كه : تمليك و واگذارى زمين پهناور و آنچه در آن است به فرد يا گروهى - خاص گر چه او امام يا كادر رهبرى او باشد - و محروم كردن ديگران از اين موهبت عظيم ، از نظر عقل سليم ، مطلبى مرجوح و غير عادلانه و از خداوند حكيم و عادلْ مستبعد و ناروا است !
جواب آنكه : اين تمليك ، به عنوان نوع است و نه به عنوان شخص . و به عبارت ديگر ، واگذارى اموال مذكور ، مثلًا به امير المؤمنين عليه السلام ، نه به معناى واگذارى به فردى است به نام على عليه السلام فرزند ابى طالب و داراى يك همسر و چند فرزند ، و نه بدين جهت كه او خرج اعاشه و زندگى خود و عائلهء خود كند ؛ بلكه به عنوان رئيس دولت و رهبر و امام ملّت كه از طرف حق ، براى سرپرستى امور دولت و اداره و تنظيم امور ملّت ، منصوب است ؛ بدين جهت كه وى به مصارف اداره و چرخانيدن دستگاه دولتى و تأمين نيازهاى ملّى در تمام ابعاد آن برساند و در حقيقت ، همهء جهان ، خانهاى وسيع ؛ و ساكنان آن ، اعضاى يك عائله و خانوار ؛ [ و ] رئيس و پدر خانوار ، امام و رهبر معصوم ؛ و درآمد آن ، همه بايد زير نظر و تدبير رئيس خانوار و طبق برنامه و طرح ريزى در قسمت توليد و توزيعِ مدير و سرپرست آن عائله انجام يابد . و اين است معناى حكومت اسلامى و مفهوم بودجهء وسيعى كه بر آن قرار داده شده [ است ] . و تفصيل اين مطلب را در كتاب حكومت اسلامى و كتاب احياى مَوات نگاشتهايم .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٠٨