عضوى كه در بدن ، دو عدد از آن موجود است ، ديهء اتلاف هر دو ، ديهء كامل انسان ؛ و ديهء اتلاف يكى ، نصف ديهء انسان است : مانند چشم ، گوش ، دست ، پاى و پستان .
كسى كه به نحو اجبار ، موهاى سر كسى را يا موهاى ريش او را به وسيلهء دوا يا نحو دوا بريزد ، به طورى كه ابداً نرويد ، ديهء كامل انسان را بدهكار مىشود ؛ و اگر دوباره برويد ، قيمتى به نظريّهء حاكم ، بايد تعيين شود .
ديهء ريختن موى سر زن ، به طورى كه نرويد ، به مقدار ديهء كامل زن است ؛ و اگر برويد ، مهريّهء او را بايد به او بپردازد .
كسى كه موهاى ابروان كسى را از بين ببرد ، سيصد و هفتاد و پنج مثقال طلاى سكّهدار ؛ و اگر موى يك ابرو را نابود كند ، نصف آن مقدار را بايد بدهد .
قيمت مژههاى چشم ، به نظريّهء حاكم ، تعيين مىشود .
نوع دوم : ديهء چشم
ديهء كندن دو چشم يك نفر ، قيمت [ ديهء ] كامل انسان ؛ و ديهء كندن يك چشم ، نصف ديهء كامل است .
در وجوب ديه ، فرقى بين چشم پر نور و كم نور ؛ [ و ] صحيح و مريض و لوچ نبوده ، ديهء همه ، عَلَى السويّه است .
ديهء بريدن پلكهاى هر دو چشم ، ديهء كامل ، و پلكهاى يك چشم ، نصف ديه است .
نوع سوم : ديهء بينى
ديهء بريدن بينى كسى ، ديهء كامل انسان ؛ و بريدن يك طرف آن ، نصف ديه است .
ديهء شكستن استخوان بينى كسى ، به طورى كه بعداً خوب شود ، 75 مثقال طلاى سكّهدار است .
نوع چهارم : ديهء گوش
قيمت بريدن دو گوش انسان ، مساوى ديهء خود او - 750 مثقال طلا - و قيمت بريدن يك گوش ، نصف ديهء مزبور است .